راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٤٥ - كتاب اخلاق امامان و آداب شيعه
پنهان كرد بر حسب اقتضاى علمش كه بدان وسيله به حق اليقين رسيده بود: امّا آنچه از علوم آن حضرت ظاهر شد از سپيده صبح روشنتر و از وزش بادها تندتر، در سراسر جهان انتشار يافت و امّا آنچه پنهان مانده است خود فرمود: «امّا دانشى نهان سراچه دلم را لبريز كرده است كه اگر آن را با شما در ميان گذارم همانند لرزيدن ريسمان در چاه عميق بر خويشتن خواهيد لرزيد».«٩٢»
از جمله مطالبى كه در وصف آن حضرت رسيده اين است كه وى از مردان ميان بالا با چشمان درشت و سياه و خوش سيما و در زيبائى چون ماه شب چهارده بود. شكم برآمده، شانههاى پهن، كف دستها خشن، بدن نرم، گردنش چون ظرف نقره فام بود، اصلع، و موهاى محاسنش پر پشت و انبوه، بر شانهاش استخوانى برآمده بود، چون استخوان برآمده شانه درندهاى زيانبار«٩٣»، بازويش از ساق دست تميز داده نمىشد پيچيده و بسيار قوى بود، اگر دست مردى را مىگرفت، نفس او را گرفته بود، نمىتوانست نفس بكشد، ساق و دستش قوى بود، وقتى كه به ميدان جنگ مىرفت شتابان مىرفت، با قلبى استوار، نيرومند و دلير، با هر كه رو به رو مىشد پيروز بود، درود خدا بر او باد.
شمّهاى از اخلاق، صفات و كرامات حضرت فاطمه عليها السّلام
در كشف الغمّه از ام السّلمه، امّ المؤمنين- رضى الله عنها- نقل شده است كه فرمود:
فاطمه عليها السّلام دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله در سيما و شمايل به رسول خدا صلى الله عليه و آله از همه كس شبيهتر بود.«٩٤»
از عايشه نقل شده كه مىگويد: من كسى را در سخن گفتن شبيهتر از فاطمه عليها السّلام به
«٩٢» كشف الغمه ، ص ٢٣. سخن امام (عليه السلام) بخشى از خطبه پنجم نهج البلاغه است .
«٩٣» مرحوم فيض ، نه ماءخذى داده و نه گوينده اين سخنان را معرفى كرده است متاءسفانه تشبيه بسيار تشبيه ناپسند و زشتى است ، آن هم در مورد انسانى كه آينه تمام نماى صفات جمال و جلال پروردگار و جلوه كامل نور حق و مظهر اتمّ نور السموات و الارض ، و بدر منير برج ولايت مى باشد. هر چند محتمل است كه منظور گوينده از السبع الضارى اسد باشد كه در روايات هم به اين تعبير آمده است ، به هر حال ظاهر عبارت ناهنجار است » م .
«٩٤» كشف الغمه ، ص ١٤٢.