راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣١ - فايده چهارم
الله تا وقتى كه از دنيا بروى.»«١٥» در بين صحابه ده هزار تن بودند ولى در ايّام فتنه بيش از چهل مرد كوچ نكردند.
طاووس در خانهاش نشست، در اين باره از او پرسيدند گفت: به دليل فاسد شدن روزگار و ستمگرى رهبران.
وقتى كه عروه قصر خود را در عقيق بنا كرد، ملازم آن جا شد و بيرون نيامد، از او پرسيدند: ملازم قصر شدى و مسجد رسول خدا صلى الله عليه و آله را ترك كردى؟ گفت: مساجد شما را بازيچه ديدم و بازارهايتان را جاى بطالت و معابر عمومى شما را محل وقوع گناهان كبيره، ولى در اين مكان از آنچه شما گرفتارش هستيد ايمنى و عافيت است. بنابر اين پرهيز از خصومتها و فتنهها يكى از فوايد عزلت است.
فايده چهارم-
رهايى از شرّ مردم، زيرا آنان گاهى با غيبت كردن و گاهى با بدگمانى و تهمت و گاهى با خواستها و طمعهاى بى موردى كه بر آوردن آنها دشوار است و گاهى با سخن چينى و دروغگويى تو را مىآزارند و چه بسا از تو رفتار و گفتارى را مشاهده مىكنند كه عقلشان به حقيقت آن نمىرسد و در نتيجه آنها را نزد خود نگه مىدارند تا وقتى با ملا كردن آنها فرصتى براى شرارت به دست آورند. اما اگر از آنها عزلت گزينى از حفظ خود نسبت به تمام اينها بى نياز خواهى بود، از اين روست كه يكى از دانايان به ديگرى مىگويد: دو بيت شعر به تو مىآموزم كه بهتر از ده هزار درهم است، پرسيد: چه شعرى است؟ اين شعر را خواند:
اخفض الصّوت إن نطقت بليل *** و التفت بالنّهار قبل المقال
ليس للقول رجعة حين يبدو *** بقبيح يكون او بجمال«١٦»
شكى نيست كه هر كس با مردم معاشرت كند و در كارهاى ايشان شركت ورزد، از داشتن حسود و دشمنى كه نسبت به او بدگمان باشد- و تصور كند كه او آماده دشمنى با وى و حيلهگرى در برابر او و ايجاد آشوبى پشت سر اوست- بر كنار نمىماند و مردم هر گاه بر كارى حرص شديد پيدا كنند هر بانگى را در برابر خود، دشمن خويش مىپندارند و از او
«١٥» اين حديث را ابوداوود، در ج ٢، ص ٤١٥ به اختصار و خطابى در العزله تمام آن را با سند منقطع » آن طورى كه در المغنى آمده » نقل كرده است .
«١٦» اگر خواستى در شب سخن بگويى صدايت را آهسته كن و در روز هم پيش از سخن گفتن ، توجه كن ! زيرا وقتى كه سخن برملا شد، چه زشت باشد و چه زيبا راه برگشت ندارد.