راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٠ - فايده اوّل- فراغت براى عبادت و تفكّر
فايده اوّل- فراغت براى عبادت و تفكّر
و انس با مناجات خداى تعالى به جاى گفتگو با مردم و پرداختن به كشف اسرار الهى در كار دنيا و آخرت و ملكوت آسمانها و زمين، زيرا تمام اينها فراغتى را مىطلبد كه با وجود معاشرت چنان فراغتى حاصل نمىشود. پس گوشه گيرى موجبى است براى رسيدن به آن: از اين رو، يكى از حكما گفته است: هيچ كس را خلوت به دست نمىآيد مگر با تمسّك به كتاب خداى عزّ و جل و تمسّك كنندگان به كتاب خدا آنانى هستند كه به وسيله ذكر خدا از دنيا رستند و با توفيق خدا به ياد خدا بودند با ياد خدا زندگى كردند، با ياد خدا مردند و با ياد خدا به لقاى الهى رسيدند. ترديدى نيست كه معاشرت، آنان را از فكر و ذكر باز مىدارد، بنابر اين گوشه نشينى براى ايشان بهتر است. از اين رو پيامبر صلى الله عليه و آله در آغاز كار از دنيا بريد و در كوه حرا عزلت گزيد تا نور نبّوت در وجود گرامىاش قوى گشت و ديگر حضور مردم پرده ميان آن حضرت و خدا نبود. از آن پس پيكر مقدّسش در ميان مردم و دل پاكش رو به سوى خدا بود و چنين جمع كردنى بين معاشرت آشكارا با مردم و توجّه نهانى به خدا، براى هيچ كس، جز به نيروى نبوّت هرگز ميسّر نيست بنابر اين سزاوار نيست كه هر ناتوانى به خود مغرور شود و به اين حال طمع ببندد. البته بعيد نيست كه بعضى از اوليا در نهايت به آن مرتبه برسند. از جنيد بغدادى نقل شده است كه مىگفت: من سى سال است كه با خدا سخن مىگويم در حالى كه مردم گمان مىكنند كه روى سخنم با آنهاست.
بىترديد اين مقام تنها براى كسى ميسّر است كه در حبّ الهى چنان غرق شده باشد كه در دلش جايى براى ديگران باقى نباشد. در ميان دلباختگان به خلق كسانى هستند كه در ميان مردم حضور دارند امّا از فرط دلبستگى به معشوق نمىدانند چه مىگويند و چه مىشنوند، مانند كسى كه رويدادى دردناك بخشى از امور دنياى او را آشفته كرده و او را آنچنان در اندوه فرو برده است كه با مردمان مىآميزد بى آن كه وجودشان را احساس كند يا صدايشان را بشنود. در حالى كه امر آخرت در نظر عقلا مهمتر است، پس چنين چيزى در آن جا محال نيست بلكه براى اكثريت مردم كمك گرفتن، از گوشه گيرى سزاوارتر است. از اين رو به يكى از دانايان گفتند: هدف از خلوت و عزلت گزيدن چيست؟ گفت: آن است كه بر مداومت فكرى خود استمرار بخشند و علوم در دلهايشان استوار شود تا زندگى پاكيزهاى داشته باشند و شيرينى معرفت را بچشند.
به يكى از رهبانان گفتند: چقدر بر تنهايى پايدارى!؟ جواب داد: من تنها نيستم، من