راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٨٤ - باب دوم در آداب مسافر از اوّل حركت تا بازگشت و آن يازده چيز است
هر گاه چيزى به نظرت رسيد، حجامت كن.»«٥٠»
و از آن حضرت است كه فرمود: «صدقه بده و هر روزى خواستى به مسافرت برو.»«٥١»
از امام باقر عليه السّلام است كه فرمود: «علىّ بن حسين عليه السّلام وقتى كه مىخواست براى سركشى از املاك و شتران خود از خانه بيرون برود با هر مقدارى كه ممكن بود از خداى تعالى سلامتى را مىخريد و اين كار را وقتى انجام مىداد كه پا در ركاب مىنهاد و چون خداوند او را سالم نگاه مىداشت و برمىگشت حمد و سپاس خدا را مىگفت و هر قدر كه ممكن بود، صدقه مىداد.»«٥٢»
غزّالى گويد: بدرقه كردن در وقت خداحافظى مسافر مستحب و سنّت است. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «هر گاه مجاهد در راه خدا را بدرقه كنم و در حمل بارش در وقت صبح يا شامگاه كمك كنم، اين كار نزد من، از دنيا و آنچه در آن است محبوبتر است.»«٥٣»
مىگويم: بدرقه امير المؤمنين عليه السّلام و يارانش از ابوذر- رحمه الله- را نقل كرديم و بدرقه آن حضرت از شخص ذمى، در بخش آداب مصاحبت و معاشرت گذشت.
روايت شده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله: جعفر طيّار را به هنگام فرستادن او به حبشه بدرقه كرد و با اين كلمات او را همراهى فرمود: «اللّهم الطف به فى تيسير كلّ عسير، فانّ تيسير العسير عليك يسير و أسألك اليسر و العافية و المعافاة الدّائمة.»«٥٤»
در تهذيب به سند صحيح از امام باقر يا امام صادق عليهما السّلام نقل شده است كه فرمود:
«وقتى مسلمانى برادر مسلمانش را بدرقه مىكند، بايد بدرقه را كوتاه كند. گفتم: بهتر آن است كه روزه بگيرد، يا روزهاش را باز كند و بدرقه كند؟ فرمود: بدرقه كند، زيرا وقتى كه برادرش را بدرقه مىكند خداوند روزه را از او برداشته است.«٥٥»
غزّالى گويد: مورد هفتم از آداب مسافر، آن است كه فرود نيايد مگر آن كه روز بالا آمده باشد، زيرا اين سنّت است، و همچنين بيشتر حركتش در شب انجام گيرد. پيامبر صلى الله عليه و آله
«٥٠» من لا يحضره الفقيه ، باب افتتاح السفر بالصدقة ، ص ٢٢٢.
«٥١» من لا يحضره الفقيه ، باب افتتاح السفر بالصدقة ، ص ٢٢٢.
«٥٢» من لا يحضره الفقيه ، باب افتتاح السفر بالصدقة ، ص ٢٢٢.
«٥٣» اين حديث را ابن ماجه با سند ضعيف به شماره ٢٨٢٤ در كتاب خود آورده است .
«٥٤» اين حديث را طبرسى در كتاب مكارم ، ص ٢٨٥ به طور مرسل نقل كرده است .
«٥٥» التهذيب ، ج ١، ص ٣١٦. بديهى است كه مقصود، روزه استحبابى است نه واجب » م .