راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٣٧ - كتاب اخلاق امامان و آداب شيعه
بعد از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله موقعى كه آن حضرت مىخواست از فرات به سمت بابل عبور كند، بسيارى از يارانش سرگرم عبور دادن چهار پايانشان بودند او با جمعى از اصحاب نماز عصر را به جا آورد ولى نماز اكثريّت مردم فوت شد و آنها در آن باره صحبت مىكردند. همينكه امام عليه السّلام شنيد، از خداوند درخواست بازگشت خورشيد را كرد تا همه يارانش نماز را با هم بخوانند، خداوند درخواست آن حضرت را اجابت كرد: خورشيد بازگشت و در حالتى همانند وقت عصر قرار گرفت. همينكه امير المؤمنين عليه السّلام با آن جمع سلام نماز را داد، خورشيد ناپديد شد و صداى طپش شديدى از آن شنيده شد كه مردم ترسيدند و تسبيح و تهليل و استغفار زيادى گفتند. سپاس فراوان خدا را بر نعمتش كه در ميان آنها ظاهر شد، و اين خبر در همه جا پيچيد.
از جمله خبرهاى غيبى آن كه امير المؤمنين عليه السّلام مردى را به نام عيزار متّهم كرد كه خبرهاى آن حضرت را به معاويه مىرساند، ولى او انكار كرد. امير المؤمنين عليه السّلام فرمود آيا قسم مىخورى كه تو اين كار را نكردهاى؟ گفت: آرى. آنگاه سوگند ياد كرد و قسم خورد. على عليه السّلام فرمود: اگر دروغ بگويى خداوند چشمت را نابينا كند. هنوز هفته تمام نشده بود كه نابينا شد و با عصا كش بيرون مىآمد، زيرا خداوند بينائىاش را سلب كرده بود.«٧٧»
و از جمله اين كه آن حضرت مردم را قسم داد هر كس از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيده است كه مىفرمود: «هر كه را من مولا و سرورم، على مولا و سرور اوست» گواهى دهد، دوازده تن از اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله گواهى دادند. انس بن مالك كه ميان جمعيت بود، گواهى نداد، امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: انس! با اين كه آنچه را آنها شنيده بودند، تو هم شنيده بودى چه باعث شد كه گواهى ندادى؟ عرض كرد: يا امير المؤمنين پير شدهام و فراموش كردهام.
امير المؤمنين فرمود: خداوندا اگر دروغ مىگويد او را مبتلا به پيسى كن به طورى كه شال سرش آن را نپوشاند! طلحة بن عمير مىگويد: خدا را شاهد مىگيرم كه پيسى را در پيشانىاش ديدم.«٧٨»
و از جمله، امير المؤمنين عليه السّلام به خدا قسم داد هر كس از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيده است كه مىفرمود: «هر كه را من مولايم پس على مولاى اوست، خداوندا دوست بدار هر كه او را
«٧٧» كشف الغمه ، ص ٨٢.
«٧٨» كشف الغمه ، ص ٨٢.