راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥٣ - كتاب آداب مسافرت
كتاب آداب مسافرت
اين كتاب هفتم از بخش عادات كتاب محجّة البيضاء في تهذيب الاحياء است.
بسم الله الرّحمن الرّحيم سپاس خداى را كه چشمان دوستان خود را با حكمتها و عبرتها باز گشود و همّتهاى ايشان را براى مشاهده عجايب صنعش در سفر و حضر خالص گردانيد، پس آنان به مجارى قدر راضى گشتند در حالى كه دلهاى آنان از توجّه به آنچه چشم از ديدنش لذّت مىبرد، پاك و منزّه گرديد مگر بر سبيل عبرت گرفتن به وسيله آنچه در ديدگاهها و مسيرهاى فكرى، يافت مىشود، به طورى كه در برابر ايشان خشكى و دريا، دشت هموار و گذرگاه ناهموار و روستا و شهر يكسان گرديد، و درود بر محمّد صلى الله عليه و آله سرور آدميان و بر آل و اصحابش كه در اخلاق و رفتار پيروان او بودند.
بارى، مسافرت، وسيله نجات شخص از چيزى است كه از آن فرارى است و يا موجب رسيدن او به چيزى است كه بدان علاقهمند است. سفر دو نوع است: يكى سفر ظاهرى و جسمانى است از محل زندگى و وطن به بيابانها و دشتها و ديگرى سفر به وسيله حركت درونى است از پايينترين مراتب تا ملكوت آسمانها و برترين سفرها سفر باطن است، زيرا كسى كه بر حال جمود و به همان صورتى كه پس از تولّد و بر اساس تقليد از پدران و نياكان شكل گرفته است، باقى بماند، همواره در مرتبه پايين مانده و به درجه نازلى تن داده است و به جاى فضاى گسترده «بهشتى كه به بهاى آسمانها و زمين است» تاريكى زندان و تنگناى محبس را برگزيده است.