راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٥٢ - بخشى از اخلاق نيكوى پيامبر صلى الله عليه و آله
پوشيدنىاى را كه از راه مباح در اختيار داشت مىپوشيد.«٥١» انگشترىاش نقره بود،«٥٢» كه به انگشت كوچك دست راست و چپش مىكرد.«٥٣» بر پشت مركب خود، برده و غير برده را سوار مىكرد.«٥٤» بر هر چه ممكنش بود، از قبيل اسب، شتر، استر شهبا و الاغ، سوار مىشد و گاهى پياده و با پاى برهنه بدون ردا و عمامه و كلاه راه مىرفت. از بيماران در دورترين نقطه شهر عيادت مىكرد.«٥٥» بوى خوش را دوست مىداشت و از بوهاى بد ناراحت مىشد.«٥٦» با تهيدستان همنشين و با مستمندان هم خوراك مىشد،«٥٧»
«٥١» به الشمائل ترمذى ص ٦ و صحيح مسلم ج ٦ ص ١٤٥ مراجعه كنيد.
«٥٢» اين حديث را مسلم در ج ٦ ص ١٥١ آورده است .
«٥٣» اين حديث را ترمذى در الشمائل ص ٧ و مسلم در ج ٦ ص ١٥٢ صحيح خود نقل كرده اند.
«٥٤» اين حديث را بخارى در ج ٦ ص ٤٩ و ج ٤ ص ٦٧، صحيح خود آورده است .
«٥٥» در اين مورد، مسلم در ج ٣، ص ٦٠ از حديث جابر بن سمره نقل كرده است ، پيامبر (صلى اللّه عليه و اله ) سوار بر اسب برهنه اى بود موقعى كه از تشييع جنازه ابن دحداح برمى گشت و از قول سهل بن سعد نيز نقل كرده است : «((پيامبر (صلى اللّه عليه و اله ) اسبى داشت به نام لحيف )) و از قول ابن عباس آورده است : ((پيامبر (صلى اللّه عليه و اله ) در حجة الوداع در حالى كه بر شترى سوار بود، طواف مى كرد.)) در ج ٥، ص ١٦٧ از قول براء نقل كرده است : ((پيامبر (صلى اللّه عليه و اله ) را سوار بر استر سفيد در روز حنين ديدم )) و از حديث اسامه نقل كرده : ((پيامبر (صلى اللّه عليه و اله ) سوار بر الاغى بود و در زير، پالانى داشت )) و از حديث ابن عمر نقل كرده : ((آن حضرت سواره و پياده به مسجد قبا مى آمد)) و نيز در ج ٣، ص ٢٠ از قول وى در عيادت از سعد بن عباده نقل كرده : ((پيامبر برخاست و ما كه ده و اندى نفر بوديم به همراه او برخاستيم و بى كفش و جوراب و كلاه و پيراهن در زمينى شوره زار مى رفتيم .))
«٥٦» اين خبر كه حضرت ((زنان و بوى خوش را دوست داشت )) معروف است . نسائى ، و ابوداوود آن را نقل كرده اند و قبلا گذشت . ابن عدى از عايشه نقل كرده : ((پيامبر (صلى اللّه عليه و اله ) دوست نداشت جز بوى خوش داشته باشد)) و نيز بد آمدنش از بوى سير معروف است . مسلم و بخارى آن را در احكام مساجد نقل كرده اند، بخارى در ج ٧، ص ٢١١ از قول انس نقل مى كند: ((اگر كسى به آن حضرت عطر تعارف مى كرد، رد نمى فرمود)) در مسند، طيالسى ص ٢١٨ شماره ١٥٥٩ به سند خود از عايشه نقل كرده و مى گويد: براى پيامبر (صلى اللّه عليه و اله ) رواندازى سياه از پشم ساختم ، پوشيد، خوشش آمد، چون عرق كرد، برد يمنى داد، آن را دور انداخت . در آن جا ص ٢٧٧ شماره ٢٠٨١ از انس نقل شده مى گويد: ((نديدم كسى به رسول خدا (صلى اللّه عليه و اله ) عطر تعارف نمايد و او رد كند.))
«٥٧» هم خوراكى آن حضرت را با مساكين بخارى در ج ٨ ص ١٢٠ از حديث ابوهريره نقل كرده ، مى گويد: ((اصحاب الصفه ، مهمانان اسلام ، زن و فرزند كس و كارى نداشتند، وقتى صدقه اى مى رسيد، پيامبر (صلى اللّه عليه و اله ) براى آنها مى فرستاد و خود ميل نمى كرد و اگر هديه اى مى آوردند، براى آنها مى فرستاد و خود نيز استفاده مى كرد و با آنها شريك مى شد.))