راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٨٨ - باب دوم در آداب مسافر از اوّل حركت تا بازگشت و آن يازده چيز است
آن منزل حركت كند ان شاء الله در امان خواهد بود.»«٧١»
غزّالى گويد: نهم از آداب مسافرت، آن است كه اگر سواره است با مركبش مدارا كند و بيش از اندازه بر آن بار نكند و به صورتش نزند زيرا از اين عمل نهى شده و نبايد روى مركب بخوابد زيرا با خواب سنگين مىشود و حيوان را مىآزارد.
مىگويم: بيان كامل اين آداب، چنانكه غزّالى در اين جا ذكر كرده است قبلا در بخش اسرار حج گذشت و نيازى به تكرار آن نيست، اما از طريق خاصه (شيعه) در كتاب من لا يحضره الفقيه، اسماعيل بن ابى زياد به اسناد خود نقل كرده، مىگويد: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: حيوان سوارى نسبت به صاحبش حقوقى دارد: هر وقت جايى فرود آمد مىبايد اول او را علف دهد و چون از كنار آب گذر كرد، آب را بر او عرضه كند و به صورت حيوان نزند، زيرا كه او تسبيح و سپاس پروردگار را مىگويد و جز در راه خدا بر پشت آن سوار نشود و بيش از حدّ توان بر او بار نكند و بيش از حدّ طاقتش او را راه نبرد.»«٧٢»
مردى از امام صادق عليه السّلام پرسيد: «چه وقت مىتوانم حيوانى را كه سوار شدهام بزنم؟
فرمود: هنگامى كه مثل راه رفتن به سمت اسطبلش راه نرود.»«٧٣»
نقل شده است كه فرمود: «حيوان سوارى را براى لغزشش بزنيد ولى به سبب رم كردنش نزنيد، زيرا چيزى را مىبيند كه شما نمىبينيد.»«٧٤»
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «هر گاه حيوان سوارى بلغزد و صاحبش بگويد: لغزيدى مىگويد: كسى لغزيده كه بيشتر نافرمانى صاحبش را كرده باشد.»«٧٥»
على عليه السّلام درباره حيوانات سوارى فرمود: «به صورت حيوانات نزنيد و آنها را لعنت نكنيد، زيرا كه خداى تعالى لعنت كننده آنها را لعنت مىكند.» و در خبر ديگرى آمده است: «عمل حيوانات را بد نشماريد.»«٧٦»
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «حيوانات سوارى هر گاه لعنت شوند، گرفتار لعن مىشوند.»«٧٧»
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «بر روى حيوانات سوارى به طورى كه هر دو پا را به يك طرف حيوان آويخته باشيد، سوار نشويد و پشت آنها را جاى نشستن خود قرار ندهيد.»«٧٨»
امام باقر عليه السّلام فرمود: «هر چيزى حرمتى دارد و حرمت حيوانات در صورت
«٧١» من لا يحضره الفقيه ، باب ارتياد المنازل و الامكنه ، ص ٢٣٠.
«٧٢» من لا يحضره الفقيه ، باب حق الدابة على صاحبها، ص ٢٢٨.
«٧٣» من لا يحضره الفقيه ، باب حق الدابة على صاحبها، ص ٢٢٨.
«٧٤» من لا يحضره الفقيه ، باب حق الدابة على صاحبها، ص ٢٢٨.
«٧٥» من لا يحضره الفقيه ، باب حق الدابة على صاحبها، ص ٢٢٨.
«٧٦» من لا يحضره الفقيه ، باب حق الدابة على صاحبها، ص ٢٢٨.
«٧٧» من لا يحضره الفقيه ، باب حق الدابة على صاحبها، ص ٢٢٨.
«٧٨» من لا يحضره الفقيه ، باب حق الدابة على صاحبها، ص ٢٢٨.