راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٧٥ - باب دوم در آداب مسافر از اوّل حركت تا بازگشت و آن يازده چيز است
همراه، سپس راه. و بايد همراهش از كسانى باشد كه بر امور دينى او را يارى كند و هر گاه چيزى از اين امور را فراموش كرد به خاطر او آورد و كمك و يارىاش كند و چون يادآورى كرد بازوى او باشد، زيرا هر كسى به راه و روش دوستش مىباشد و مرد را جز به رفيقش نمىشود شناخت. پيامبر صلى الله عليه و آله نهى فرمود از اين كه مردى به تنهايى سفر كند و فرمود: «سه نفر باشند.»«٨»
و نيز فرمود: «هر گاه سه تن با هم همسفر شديد يكى را فرمانده خود قرار دهيد»«٩» و «اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله چنين رفتار مىكردند و مىگفتند: او فرماندهى است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله تعيين كرده است و بايد خوشخوترين و مدارا كنندهترين فرد از اصحاب و آن كه را زودتر از همه ايثار مىكند و در پى موافقت ياران است، به فرماندهى انتخاب كنند.»«١٠» از آن جهت نياز به فرمانده است كه نظرات در تعيين منزلها، راهها و مصالح سفر مختلف است، بنابر اين جز وحدت چيزى باعث نظم و جز كثرت چيزى باعث تباهى سفر نمىشود و از آن جهت جهان منظّم است كه تدبير كننده جهان يكى است «و اگر چند خدا بود جهان فاسد مىشد» و هر گاه اداره كننده يكى باشد، تدبير منظّم خواهد بود و اگر اداره كنند بيش از يكى باشد، تمام كارها چه در سفر و چه در غير سفر، تباه مىشود. گذشته از آن كانونهاى زندگى بدون فرمانرواى عمومى- مانند فرمانرواى كشور- يا فرمانرواى خاص- مانند سرپرست منزل- نمىشود، امّا در مسافرت فرمانروايى تعيين نشده است مگر اين كه مسافران، خود تعيين كنند، به اين سبب تعيين فرمانده لازم است كه نظرات مختلف را هماهنگ سازد، وانگهى بر فرمانده واجب است كه جز به مصلحت مسافران نينديشد و خود را نگهبان آنها قرار دهد همان طورى كه از عبد الله مروزى نقل كردهاند كه ابو على رباطى همراه او شد، ابو على گفت: تو فرمانده مىشوى يا من؟ گفت: تو فرمانده باش. و او همچنان توشه خود و ابو على را بر دوش خويش حمل مىكرد، تا اين كه شبى باران باريدن گرفت، عبد الله تمام شب بالاى سر رفيقش سر پا
«٨» به موطّاء ملك ، ج ٢، ص ٢٤٧ و مسند احمد، ج ٢، ص ٢٤ و ٣٤ و ٨٦ و ٨١ آمده است سه سواره ولى در من لا يحضره الفقيه ، ص ٢٢٥ مطابق متن است .
«٩» اين حديث را ابوداوود در ج ٢، ص ٣٤ از ابوهريره و طبرانى از ابن مسعود، به طورى كه در المغنى آمده » به سند حسن روايت كرده است .
«١٠» اين حديث را ابوداوود در سنن خود، ج ٢، ص ٣٥ ضمن حديثى نقل كرده است .