راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٩١ - فصل امّا كرامات امام حسين عليه السّلام
يزيد بن ابى حازم نقل كرده، مىگويد:
در خدمت امام باقر عليه السّلام بودم، از كنار منزل هشام بن عبد الملك كه در دست ساختمان بود، گذر كرديم، فرمود: «هان به خدا سوگند، محقّقا ويران خواهد شد! به خدا قسم كه خاكش را از ميان خرابه به جاى ديگر خواهند برد! به خدا سوگند كه از زير آن خاكها احجار الزّيت نمودار«٢٤٤» خواهد شد كه آن جايگاه نفس زكيّه است!» من از شنيدن اين سخنان تعجب كردم، با خود گفتم: اين منزل هشام است، چه كسى او را خراب مىكند كه من با گوش خودم از امام باقر، اين حرف را شنيدم! مىگويد: بعد از اين كه هشام از دنيا رفت، ديدم كه وليد دستور داد تا آن سرا را خراب كنند و خاكش را ببرند، خاكها را بردند تا احجار نمودار شد و من خود ديدم.
از همان شخص با ذكر سند نقل شده كه مىگويد: به همراه ابو جعفر عليه السّلام بودم، زيد بن على از كنار ما گذشت. امام عليه السّلام فرمود: «به خدا سوگند كه او در كوفه قيام خواهد كرد به يقين او را مىكشند و سرش را اطراف شهر مىگردانند، سپس مىآورند و در آن موضع بر سر نى نصب مىكنند!- راوى مىگويد:- ما از اين سخن امام كه فرمود: «بر سر نى نصب مىكنند» تعجب كرديم زيرا در مدينه نى وجود نداشت، اما پس از شهادت زيد بن على، جهت نصب سر مبارك ايشان با خودشان نى آوردند.«٢٤٥»
در همان كتاب به نقل از ابو بصير آمده است كه مىگويد: امام باقر عليه السّلام فرمود: «از جمله وصاياى پدرم اين كه به من فرمود: وقتى كه من از دنيا رفتم، كسى جز تو عهدهدار غسل من نشود، زيرا امام را جز امام غسل نمىدهد و بدان كه برادرت عبد الله مردم را به امامت خود دعوت خواهد كرد. او را به حال خود واگذار، زيرا كه عمرش كوتاه است.
وقتى كه پدرم درگذشت، همان طورى كه دستور داده بود [پيكر پاكش را] غسل دادم و
«٢٤٤» نام محلى در مدينه طيبه است .
«٢٤٥» كشف الغمه ، ص ٢١٧.