راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٧٧ - عفو با قدرت
خواستى گفتى ولى در دل ياران من كدورتى پيدا شده است حال اگر مايلى چيزى را كه نزد من گفتى، در حضور ايشان بگو تا كدورت از دل آنها بيرون رود، گفت: مىگويم، همين كه فردا شد و يا شامگاه، آن مرد آمد پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: اين مرد صحرانشين گفت آنچه گفت ولى بعد كه ما بيشتر به او عطا كرديم راضى شد. مرد بيابانى گفت: آرى، خداوند از خانواده و قبيلهات به تو جزاى خير دهد. آنگاه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «مثل من و اين مرد صحرانشين بمانند آن مردى است كه شترى داشت كه رم كرد و مردم دنبال شتر مىدويدند و اين عمل جز اين كه شتر را بيشتر فرارى كند، فايده ديگرى نداشت. از اين رو صاحب شتر صدا زد: اى مردم، بين من و شترم فاصله نشويد، چون من به حال شتر خود واردتر و آشناترم، آنگاه صاحب شتر از مقابل، رو به شتر رفت، مقدارى خار و خاشاك از زمين برداشت و آرام، آرام او را بازگرداند، تا آن جا كه شتر آمد و زانو زد و بار بر روى آن بست و خود هم بر آن سوار شد، و من اگر شما را به حال خود گذاشته بودم- وقتى كه آن مرد گفت آنچه گفت- شما او را مىكشتيد و او داخل آتش دوزخ مىشد.»«٢٠٠»
سخاوت و بخشندگى پيامبر صلى الله عليه و آله
پيامبر صلى الله عليه و آله بخشندهترين و با سخاوتترين فرد بود و در ماه رمضان چون بادوزان [هر چه را داشت مىپراكند و]، چيزى را باقى نمىگذاشت.«٢٠١»
على عليه السّلام وقتى كه پيامبر صلى الله عليه و آله را وصف مىكرد، مىگفت: بخشندهتر و دست و دل بازتر از همه مردمان و راستگوتر و با وفاتر و نرمخوتر از همه بود و از همه قبائل قبيلهاش محترمتر بود، هر كه او را ناگهان مىديد، مىترسيد و هر كه با او معاشرت مىكرد، دوستش مىداشت، و در وصف او مىگفت: پيش از او و بعد از او كسى را نظير او نديدهام.«٢٠٢»
هرگز چيزى را كه بر طبق موازين اسلام بود از آن حضرت نخواستند مگر آنكه
«٢٠٠» اين حديث را به تفصيل ابوالشيخ و بزاز از قول ابوهريره با سند ضعيف » چنان كه در المغنى آمده » نقل كرده اند.
«٢٠١» اين حديث را بخارى ، در ج ٤، ص ٢٢٩ و مسلم در ج ٧، ص ٧٣ از قول ابن عباس نقل كرده اند.
«٢٠٢» اين حديث را ترمذى در الشمائل ، ص ١ از ابراهيم بن محمّد به نقل از على (عليه السلام) روايت كرده است .