راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٠ - فايده اوّل- تعليم و تعلّم
گفتهاند: كنارهگيرى از توده مردم، جوانمردى كامل است.
اين است معناى سخن وى، هر چند كه بعضى از الفاظش، تفاوت دارد. اين سخنى راست و درست است، زيرا مدرّسى را مىبينى كه كارش به بردگى مداوم كشيده و در زير حقّ مسلّم و منّتى سنگين از طرف آن كسانى كه به نزد او رفت و آمد دارند گرفتار شده است گويى تحفهاى به او هديه مىكنند كه چنين حقّ خود را بر او واجب مىشمارند و چه بسا اگر مدرّس هزينهشان را به طور مقرّر تكفّل نكند از رفت و آمد خوددارى كنند.
وانگهى مدرّس بيچاره، گاهى از پرداخت مقرّرى از مال خودش ناتوان است. ناگزير بايد به دربار شاهان برود و خوارى و سختيها را همچون شخص ذليل و فرومايه تحمّل كند تا سلطان مبلغى از مال حرام را مقرّر كند و بعد هم كارگزار سلطان، اين عالم را به بردگى و خدمت مىگيرد و به خوارى و ذلّت مىكشد تا مبلغ مقرّر را آن چنان كه خود اراده مىكند به وى بپردازد سپس او مىماند با مشقّت تقسيم مال در ميان اصحابش زيرا اگر وجه را به طورى مساوى تقسيم كند برجستگان با او دشمن مىشوند و او را به نادانى و كم عقلى و كوتاهى از درك موارد امتياز در تعيين اندازه عادلانه حقوق اشخاص متهم مىكنند و اگر بين آنان تفاوتى قائل شود نادانان او را زخم زبان مىزنند و همچون شيران درنده و مارهاى گزنده بر او حملهور مىشوند. بنابر اين همواره در دنيا در معرض شدايد ايشان و در آخرت گرفتار مظالم آنچه مىگيرد و تقسيم مىكند، خواهد بود.
شگفتا كه نفس او با اين همه گرفتارى، وى را در آرزوى اباطيل افكنده و به ريسمان غرور بسته و به وى مىگويد: از اين رفتارت دست برندار، تو فقط هدفت رضاى خداست و تو ناشر شريعت رسول الله و علم دين خدايى، تو اى كه طالبان علم را از بندگان خدا بى نياز مىكنى و اموال سلاطين، بلا مالك و براى حفظ مصالح است. و كدام مصلحت بالاتر از افزودن اهل علم؟ زيرا به وسيله ايشان دين غالب مىگردد و پيروانش نيرومند مىشوند! در حالى كه او اگر مسخره شيطان نباشد به اندك توجّهى مىفهمد كه علت فساد روزگار چيزى نيست جز فزونى امثال اين قبيل فقها كه هر چه به دستشان مىآيد، مىخورند و بين حلال و حرام فرقى نمىگذارند. نادانان نيز كه چشمشان به ايشان مىافتد به دليل تجرّى آنان، در انجام گناهان جسور مىگردند. و تمام اينها به سبب پيروى از اين گونه فقيهان و دنباله روى آثار ايشان است، از اين روست كه گفتهاند: مردم فاسد نشدند مگر به سبب فساد پادشاهان و پادشاهان فاسد نشدند مگر به