راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٣٥ - كتاب اخلاق امامان و آداب شيعه
نشان داد برويم، شايد تا توان رفتن داريم، به آب برسيم. حضرت فرمود: شما نيازى به رفتن آن جا نداريد، گردن استرش را به سمت قبله گرداند و به جايى در نزديكى دير اشاره كرد فرمود: آن جا را بگشاييد، گشودند. سنگى بزرگى نمودار شد كه مىدرخشيد.
گفتند: يا امير المؤمنين اين جا سنگ بزرگى است كه هيچ بيلى در آن كارگر نيست، فرمود: آن سنگ روى آب است سعى كنيد آن را از جا بكنيد كه اگر كنده شود، آب خواهيد يافت. اصحاب جمع شدند و خواستند آن را حركت دهند، ديدند هيچ راهى ندارد و براى آنها مشكل است. امام عليه السّلام چون آن حال را ديد پا از زين برگرداند و آستين بالا زد و انگشتانش را از يك طرف زير سنگ برد و آن را حركت داد و با دست آن را از جا كند و چندين ذراع به دور انداخت. پس آب براى آنها ظاهر شد و آنان به سوى آب شتافتند و نوشيدند، گواراترين و سردترين و زلالترين آبى بود كه در آن سفر، آشاميده بودند. فرمود: توشه راه برداريد و سير آب شويد، و آنها به گفته امام عليه السّلام عمل كردند، آنگاه كنار سنگ آمد و آن را با دست خود برداشت و در جاى قبليش قرار داد و دستور داد اثر آن را با خاك از بين ببرند در حالى كه راهب از بالاى ديرش نگاه مىكرد. پس صدا زد اى قوم! مرا پايين بياوريد آنها وى را پايين آوردند، راهب مقابل امير المؤمنين عليه السّلام ايستاد عرض كرد: اى مرد آيا تو پيامبر مرسلى؟ فرمود: نه، گفت: پس فرشته مقرّبى؟ گفت: نه پرسيد: پس تو كيستى؟ فرمود: من وصىّ رسول خدا محمّد بن عبد الله صلى الله عليه و آله، خاتم پيغمبرانم. گفت: دستت را باز كن تا به دست تو اسلام بياورم. پس امير المؤمنين عليه السّلام دستش را گشود و فرمود: شهادتين بگو. گفت: اشهد ان لا اله الّا الله و اشهد انّ محمدا رسول الله و اشهد انك وصىّ رسول الله و احقّ الناس بالأمر من بعده سپس«٧٥» شرايط اسلام را پذيرفت. امام عليه السّلام پرسيد: با اين كه مدت زيادى بر دين خودت بودى چه چيز باعث گرايش توبه اسلام شد؟ عرض كرد: يا امير المؤمنين، اين دير، براى يافتن كسى ساخته شده است كه اين سنگ را بكند و از زير آن آب جارى سازد و داناى پيش از من در طلب اين امر از دنيا رفت و به اين آرزو نرسيد و خداوند آن را نصيب من كرد. ما در كتابهاى خود يافتهايم و از دانشمندانمان به ما رسيده است كه در اين جا چشمهاى است كه روى آن سنگى قرار دارد كه جز پيامبر يا وصىّ پيامبر آن را
«٧٥» گواهى مى دهم كه خدايى جز يكتا نيست ، گواهى مى دهم كه محمّد فرستاده خداست و گواهى مى دهم كه تو وصى رسول خدا و سزاوارترين مردم بعد از او به اين امر مى باشى .