راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٩٤
شمّهاى از اخلاق، صفات و كرامات ابو القاسم محمّد بن حسن المهدى عليهما السّلام
ابن طلحه مىگويد:«٤٥٦» حضرت مهدى عليه السّلام در دامان تبار نبوّت قرار گرفته، و از سرچشمههاى ذلال نبوّت سيراب گشته و به خاطر خويشاوندى و نزديكى به عصر رسالت، از آن كانون فيض بهره بسيار بر گرفته، در صفات والا برازنده شد و به كمال رسيد، از نظر نسب بالاترين نسب را به خود اختصاص داده و در نسبت به عالى ترين تبار پيوسته است و گوهرهاى هدايت را از معادن و جايگاههاى اصلىاش چيده است، زيرا كه او از اولاد پاك فاطمه بتول، پاره تن پيامبر صلّى الله عليه و آله است و رسالت كه بالاترين عناصر و اصول است ريشه اوست. مىگويد: لقب آن حضرت، حجت، خلف صالح و به قولى منتظر است.
طبرسى مىگويد«٤٥٧» آن بزرگوار ملقّب به حجّت، قائم، مهدى، خلف صالح، صاحب الزّمان و صاحب است. و شيعه در زمان نخستين غيبت آن حضرت از او و غيبتش به ناحيه مقدّسه تعبير مىكرد و اين در بين شيعيان رمزى بود كه بدان وسيله آن حضرت را مىشناختند و نيز به طور رمز كلمه «غريم» را به جاى نام آن حضرت به كار مىبردند.
شيخ مفيد مىگويد:«٤٥٨» سن آن حضرت در وقت وفات پدرش، پنج سال بود، خداوند حكمت و فصل الخطاب را به وى مرحمت كرده و او را حجّتى براى جهانيان مقرّر فرموده و به او همچون يحيى عليه السّلام در كودكى حكمت عطا كرده بود و چون عيسى بن مريم كه در گهواره پيامبر شد، او را در حال طفوليّت ظاهرى امام قرار داد، در حالى كه نصّ صريح در بين ملّت اسلام از پيامبر هدايت كننده و بعد از آن از امير المؤمنين عليه السّلام، بر امامت آن حضرت، از قبل رسيده بود و ائمّه عليهم السّلام يكى پس از ديگرى تا پدرش امام حسن عسكرى عليه السّلام بر امامت او تصريح كرده بودند و پدر بزرگوارش در نزد افراد مورد اعتماد و خواص و شيعيانش به صراحت فرموده بود و داستان غيبتش پيش از به دنيا آمدنش ثابت بوده و جريان دولتش پيش از غيبت آن حضرت به تواتر رسيده و به موجب خبرهاى رسيده، غيبت آن حضرت طولانى تر از دولت اوست. امّا غيبت صغرا از
«٤٥٦» مطالب السؤول ، ص ٨٩.
«٤٥٧» اعلام الورى ، ص ٣٩٣.
«٤٥٨» ارشاد، ص ٣٢٦.