راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٧٦ - فصل امّا كرامات امام حسين عليه السّلام
حال او سوخت، حسن عرض كرد: به خدا سوگند بعد از اين كارى كه باعث رنجش تو شود انجام نخواهم داد. امام عليه السّلام فرمود: از آنچه در باره من گفته بودى تو را بخشيدم.«١٨٦»
از جمله، وقتى كه علىّ بن حسين عليه السّلام از دنيا رفت فهميدند كه آن حضرت صد خانواده از اهل مدينه را غذا مىداده و شخصا نيازمنديهاى آنها را مىبرده و به آنها مىرسانده است.«١٨٧»
محمد بن اسحاق مىگويد: گروهى از مردم مدينه بودند كه امرار معاش مىكردند و نمىدانستند كه زندگيشان از كجا تأمين مىشود. اما وقتى كه على بن حسين عليه السّلام از دنيا رفت ديدند آن كه هر شب به سراغ آنها مىآمد، نيامد.«١٨٨»
ابو حمزه ثمالى مىگويد: زين العابدين عليه السّلام شب هنگام، انبانى از نان بر پشتش حمل مىكرد و به مستمندان صدقه مىداد و مىفرمود: صدقه پنهانى، آتش خشم پروردگار را فرو مىنشاند.«١٨٩»
وقتى كه امام عليه السّلام از دنيا رفت به هنگام غسل دادن، حاضران آثارى را در پشت آن حضرت ديدند پرسيدند: اينها چيست؟ گفته شد: امام عليه السّلام خود شبانه انبان آرد بر دوش مىگرفت و دور از انظار مردم به در خانه فقراى مدينه مىرساند، [اينها آثار آن انبانهاست].«١٩٠»
ابن عايشه مىگويد: از مردم مدينه شنيدم كه مىگفتند: صدقه نهانى را از دست نداديم مگر وقتى كه علىّ بن حسين عليه السّلام از دنيا رفت.«١٩١»
سفيان مىگويد: على بن حسن عليه السّلام آهنگ رفتن سفر حج را داشت سكينه بنت الحسين عليه السّلام خواهر آن حضرت، توشه راهى با هزينه هزار درهم برايش فراهم كرد وقتى كه امام عليه السّلام پشت حرّه بود، توشه را به نزد او فرستاد. امام عليه السّلام تمام آنها را بين مستمندان تقسيم كرد.«١٩٢»
مردى به سعيد بن مسيّب گفت: مردى را پرهيزگارتر از فلان كس- مردى را نام برد- نديدهام. سعيد پرسيد: تو على بن حسين عليه السّلام را نديدهاى؟ گفت: نه، گفت: من كسى را پرهيزگارتر از او نديدهام.
«١٨٦» صحيح ترمذى ج ١٣، ص ١٩٧، و در آن جا آمده است كه اين كار را دو يا سه بار تكرار كرد.
«١٨٧» مطالب السؤول ، ص ٧٧.
«١٨٨» كشف الغمه ، ص ١٩٨.
«١٨٩» كشف الغمه ، ص ١٩٨.
«١٩٠» به ارشاد شيخ مفيد ص ٢٤٠ و اعلام الورى طبرسى ص ٢٥٦ و كشف الغمه ، ص ١٩٨ تا ٢٠٠ مراجعه كنيد.
«١٩١» كشف الغمه ، ص ١٩٨ تا ٢٠٠ مراجعه كنيد.
«١٩٢» كشف الغمه ، ص ١٩٨ تا ٢٠٠ مراجعه كنيد.