راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٨٠ - باب دوم در آداب مسافر از اوّل حركت تا بازگشت و آن يازده چيز است
خداوند آنچه را كه خواسته است به او مرحمت مىكند.»«٢٨»
غزّالى گويد: پنجم از آداب سفر اين است كه مسافر وقتى از منزل بيرون آمد، اين دعا را بخواند.
مىگويم: «اين دعا در كتاب اسرار حج گذشت و در كتاب من لا يحضره الفقيه از صباح حذّاء نقل شده، مىگويد: «از حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود: اگر مردى از شما قصد سفر كرد، بر در منزلش، رو به سمتى كه مىخواهد سفر كند، بايستد و سوره حمد را رو به جلو و به طرف راست و چپ و نيز آية الكرسى را به سمت جلو و راست و چپش بخواند، سپس بگويد: خدايا! مرا و هر چه همراه من است نگهدار و مرا با آنچه همراهم نيست سالم بدار و مرا با آنچه همراه دارم به لطف خود، به خوشى به مقصدم برسان. خداوند، او را با آنچه همراه دارد، نگهدارى مىكند و به سلامت به مقصد مىرساند. صباح مىگويد: آنگاه امام عليه السّلام فرمود: اى صباح! مگر نديدهاى كه شخص مسافر محفوظ مىماند و به سلامت مىرسد ولى آنچه همراه داشته است محفوظ نمىماند و به سلامت نمىرسد؟ گفتم: چرا، فدايت شوم.»«٢٩»
امام صادق عليه السّلام وقتى كه آهنگ سفر داشت، مىگفت: «خداوندا راه ما را باز كن و مسير سفر ما را نيكو گردان و سلامتى ما را تأمين كن.»«٣٠»
على بن اسباط از ابو الحسن الرّضا عليه السّلام نقل كرده، مىگويد: امام رضا عليه السّلام به من مىفرمود: «هر گاه از خانهات به قصد سفر يا در غير سفر بيرون شدى، بگو: «به نام خدا، به خدا ايمان دارم و بر خدا توكّل مىكنم، هر چه خدا بخواهد، هيچ نيرو و توانى جز به خدا نيست. پس شياطين كه با او رو به رو مىشوند، فرشتگان به صورت آنها مىزنند و مىگويند: شما را بر او تسلّطى نيست، زيرا او نام خدا را برده و ايمان و توكل به او دارد و ما شاء الله، لا حول و لا قوة الا بالله گفته است.»«٣١»
ابو بصير از ابو جعفر عليه السّلام نقل كرده است كه فرمود: «هر كس در وقت بيرون رفتن از در خانهاش بگويد: «به خدا پناه مىبرم از آنچه فرشتگان الهى از او پناه جستهاند، از شرّ امروز و از شرّ شيطان و از شرّ هر كسى كه براى اولياى خدا دام گسترده است و از شرّ جن
«٢٨» من لا يحضره الفقيه ، باب يستحب للمسافر من الصلاة اذا اراد الخروج ص ٢٢٣ و محاسن برقى ، كتاب السفر، ص ٣٥٨ » ٣٤٥.
«٢٩» من لا يحضره الفقيه ، ص ٢٢٤ » ٢٢٢.
«٣٠» من لا يحضره الفقيه ، ص ٢٢٤ » ٢٢٢.
«٣١» من لا يحضره الفقيه ، ص ٢٢٤ » ٢٢٢.