راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٤٧ - كتاب اخلاق امامان و آداب شيعه
نمىپسندم كه خوشيهاى آنان در زندگى دنيايشان باشد»«٩٩» از موسى بن جعفر عليه السّلام به نقل از پدران بزرگوارش، روايت شده كه گويد: «على عليه السّلام فرمود: رسول خدا صلى الله عليه و آله بر دخترش فاطمه عليهما السّلام وارد شد و در گردنش گردنبندى مشاهده كرد، صورتش را از او برگرداند، فاطمه عليهما السّلام آن گردنبند را بريد و دور انداخت، رسول خدا صلى الله عليه و آله رو به دخترش كرد و فرمود: فاطمه! تو از منى، آنگاه فقيرى آمد، گردنبند را به او داد سپس رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: خداوند سخت خشمناك است بر كسى كه خون مرا بريزد و مرا با آزردن عترتم بيازارد».«١٠٠»
جعفر بن محمّد به نقل از پدرش و او از على بن حسين عليه السّلام از طريق فاطمه صغرا از حسين بن على عليه السّلام به نقل از برادرش حسن بن على بن ابى طالب عليه السّلام فرمود: «مادرم فاطمه عليهما السّلام را در شب جمعهاى ميان محراب ديدم كه همواره در ركوع و سجود بود تا سپيده صبح دميد و مىشنيدم كه مردان و زنان مؤمن را دعا مىكرد و آنها را نام مىبرد و دعاى زيادى براى ايشان كرد و براى خودش دعايى نكرد، پس من عرض كردم: مادر چرا همان طورى كه براى ديگران دعا مىكنيد براى خودتان دعا نمىكنيد؟ فرمود:
پسرم، اوّل همسايه، سپس خانه»«١٠١» از عايشه نقل شده كه مىگويد: وقتى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله مريض شد دخترش فاطمه را خواست با او درگوشى صحبتى كرد او گريست سپس با او درگوشى سخنى گفت كه او خنديد. حقيقت حال را از فاطمه جويا شدم، فرمود: امّا گريه من به اين خاطر بود كه آن حضرت از مردنش خبر داد لذا، من گريه كردم سپس خبر داد كه من نخستين فرد از خاندان او هستم كه به وى ملحق مىشوم، از اين رو خنديدم.«١٠٢»
على بن اربلى مىگويد:«١٠٣» براستى كه طبع بشر بر حسب فطرت، مرگ را نمىپسندد
«٩٩» كشف الغمه ، ص ١٣٥ از احمد اين حديث را نقل كرده است كه او را در مسند خود ج ٥، ص ٢٧٥ آورده است .
«١٠٠» كشف الغمه ، ص ١٤٢.
«١٠١» كشف الغمه ، ص ١٣٥ و ١٣٦.
«١٠٢» كشف الغمه ، ص ١٣٥ و ١٣٦.
«١٠٣» كشف الغمه ، ص ١٣٥ و ١٣٦.