راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤١٥
خوف خدا به گريه آورد، سپس فرمود: هان! به خدا سوگند در زمان حبيبم رسول خدا صلى الله عليه و آله مردمى را مىشناختم كه بامداد و شامگاه ژوليده مو، گرد آلوده و گرسنه بودند و پيشانى آنها مانند زانوى بز بود (در اثر سجده پينه بسته بود) براى پروردگار خود با سجود و قيام شب را به سر مىبردند و گاهى روى پا ايستاده بودند و گاهى پيشانى بر زمين مىساييدند. با پروردگارشان مناجات مىكردند و از او آزادى خويش را از آتش دوزخ مىطلبيدند، به خدا سوگند كه با اين همه ايشان را ترسان و نگران مىديدم».«١٤»
در روايت ديگرى آمده است كه فرمود: «به خدا سوگند من مردمانى را ديدم كه با سجود و قيام شب را مىگذراندند، گاهى پيشانيها را بر خاك نهاده و گاهى روى زانو مىنشستند، گويى كه صداى آتش دوزخ در گوش آنهاست. هر گاه خدا را نزد ايشان ياد مىكردند، همچون درختى در معرض تندباد، بر خود مىلرزيدند. گويا كه آن قوم شب را به غفلت گذراندهاند.» راوى مىگويد: آنگاه امير المؤمنين عليه السّلام از جا برخاست و تا وقتى كه به شهادت رسيد كسى او را خندان نديد.«١٥»
از آن حضرت است كه فرمود: «شيعيان على همان بردباران، دانشمندان خشكيده لبانند كه آثار ترك دنيا بر سيمايشان پيداست».«١٦»
از امام صادق عليه السّلام نقل شده است كه فرمود: «همانا شيعيان على عليه السّلام لاغر شكم و خشكيده لباند، اهل مهر و محبّت و دانش و بردبارىاند، به ترك دنيا مشخّص و معروفاند. بنا بر اين با داشتن ولايت على عليه السّلام با پرهيزگارى و تلاش و كوشش ما را يارى كنيد».«١٧»
از آن حضرت است كه فرمود: «شيعيان ما همان رنگ پريدگان (از خوف خدا)، خشكيده لبان و لاغر اندامانى هستند كه چون شب فرا رسد با اندوه از آن استقبال كنند».«١٨»
از آن حضرت است كه فرمود: «شيعيان ما اهل هدايت و تقوا و اهل خير و ايمان و اهل فتح و ظفر مىباشند».«١٩»
«١٤» كافى ، ج ٢، ص ٢٣٥، شماره ٢١ و ٢٢.
«١٥» كافى ، ج ٢، ص ٢٣٥، شماره ٢١ و ٢٢.
«١٦» كافى ، ج ٢، ص ٢٣٥ شماره ٢٠.
«١٧» كافى ، ج ٢، ص ٢٣٣.
«١٨» كافى ، ج ٢، ص ٢٣٣.
«١٩» كافى ، ج ٢، ص ٢٣٣.