راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤١٧
از شما ركوع و سجود را طولانى كند، شيطان از پشت سرش فرياد برآورد و بگويد: واى بر من كه اين شخص اطاعت كرد و من نافرمانى و او سجده كرد و من سرپيچى!».«٢٢»
از محمّد بن عجلان نقل است كه: خدمت امام صادق عليه السّلام بودم كه مردى آمد و سلام كرد. امام عليه السّلام پرسيد: «برادرانت را كه ترك گفتى چگونه بودند؟ او آنان را ستوده و تمجيد كرد و مدح بسيار گفت. فرمود: توانگران از مستمندان چگونه ديدن مىكنند؟
عرض كرد: كمتر به آنان توجّه دارند. فرمود: ثروتمندان با چه نظرى به تهى دستان مىنگرند؟ عرض كرد: ناچيز. فرمود: دستگيرى مالداران از فقرا به وسيله مالشان چگونه است؟ عرض كرد: شما اخلاق و صفاتى را نام مىبريد كه در ميان مردم ما اندك است.
فرمود: پس چگونه اينان خود را شيعه مىپندارند؟!».«٢٣»
از ابو اسماعيل نقل شده است كه: به امام باقر عليه السّلام عرض كردم: فدايت شوم، شيعيان در محلّ ما فراوانند. فرمود: «آيا ثروتمند به مستمند توجّه دارد و نيكوكار از خطاى بد كار چشمپوشى مىكند و آيا با هم مواسات دارند؟ عرض كردم: خير، فرمود: اينان شيعه نيستند، شيعه كسى است كه رفتارش چنين باشد».«٢٤»
از جابر به نقل از امام باقر عليه السّلام رسيده است كه: امام عليه السّلام به من فرمود: «اى جابر آيا كسى كه مذهب تشيّع را قبول كرده، به همين بسنده مىكند كه ما اهل بيت عليهم السّلام را دوست بدارد؟ به خدا سوگند كه شيعه ما نيست مگر كسى كه از خدا بترسد و فرمان او را ببرد. اى جابر شيعيان ما شناخته نمىشوند مگر به تواضع و فروتنى و امانتدارى و بسيار ياد خدا كردن و پرداختن به روزه و نماز و نيكى به پدر و مادر و احساس مسؤوليّت نسبت به همسايگان فقير و مستمند، بدهكاران، يتيمان و راستگويى و تلاوت قرآن و نگه داشتن زبان در برابر مردم جز در راه خير، و آنان در مورد اشياء و اموال امين قبيله خود هستند.
جابر مىگويد: عرض كردم: يا بن رسول الله! امروز ما كسى را با اين اوصاف سراغ نداريم. فرمود: اى جابر! بيراهه مرو، آيا همين قدر كفايت مىكند كه كسى بگويد من على عليه السّلام را دوست مىدارم ولى در پى آن به عمل [صالح] دست نزند؟ پس اگر بگويد:
من رسول خدا صلى الله عليه و آله را دوست دارم- رسول خدا كه بالاتر از على عليه السّلام است- ولى از سيره او پيروى نكند و به سنّت او عمل نكند، دوست داشتن پيامبر، هيچ سودى به حال او ندارد.
«٢٢» كافى ، ج ٢، ص ٧٧.
«٢٣» كافى ، ج ٢، ص ١٧٣.
«٢٤» كافى ، ج ٢، ص ١٧٣.