راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥٦ - باب اول- در فوايد سفر
مثل كسى كه به اجبار به قبول بدعتى خوانده مىشود و يا براى به عهده گرفتن كارى دعوت مىشود كه اقدام به آن روا نيست پس در صدد فرار از آن برمىآيد. و امّا مطلوب نيز يا دنيوى است، مانند مال و مقام و يا دينى است و دينى هم يا علم است و يا عمل و علم نيز يا يكى از علوم دينى مىباشد و يا علم اخلاق و كسب صفات دينى از راه تجربه است و يا علم به آيات و شگفتيهاى زمين، همچون مسافرت اسكندر ذو القرنين و گردش او در نواحى زمين. و عمل هم يا عبادت است و يا زيارت. و عبادت همان حجّ و جهاد است و زيارت نيز از عوامل قرب به خداست گاهى مقصد زيارت مكانى از قبيل مكّه، مدينه، بيت المقدس و مرزهاست. زيرا پاسدارى از مرزها نيز باعث تقرّب است و گاهى هدف زيارت اوليا و علما است و آنان يا مردهاند كه قبرهايشان را زيارت مىكنند و يا زندهاند كه به ديدارشان تبرّك مىجويند و از دقّت در احوالشان، علاقه بيشترى به پيروى از ايشان حاصل مىكنند. اينها اقسام مسافرتها بود كه از آنها چهار قسم خارج مىشود:
قسم اول، مسافرت در طلب علم و آن يا واجب است و يا مستحبّ. و اين وجوب و استحباب سفر ناشى از واجب يا مستحب بودن علم است. توضيح آن كه علم يا مربوط به امور دينى است يا مربوط به اخلاق شخصى و آيات الهى در روى زمين. پيامبر صلى الله عليه و آله فرموده است: «هر كه از خانهاش در طلب دانش بيرون رود، تا وقتى كه برمىگردد در راه خداست.»«١»
و در خبر ديگرى آمده است: «هر كه راهى را طى كند خداوند، راه او را به سوى بهشت سهل گرداند.»«٢»
سعيد بن مسيّب چندين روز در پى كسب يك حديث مسافرت مىكرد.
شعبى مىگويد: اگر مردى از شام به دورترين نقطه يمن در پى كلمهاى سفر كند كه او را به راه هدايت رهبرى كند و يا ز راه غلطى باز گرداند، مسافرتش بيهوده نخواهد بود.
جابر بن عبد الله با ده تن از ياران پيامبر صلى الله عليه و آله از مدينه به مصر مسافرت كردند و يك
«١» اين حديث را ترمذى در سنن ، ج ١٠، ص ١١٦ آورده و مى گويد: اين حديث عجيبى است كه در ج ١، ص ١٩ گذشت .
«٢» اين حديث را ابوداوود در سنن ، ج ٢، ص ٣٢٥ روايت كرده است و در ج ١، ص ٢٠ اين كتاب گذشت .