راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٧٢ - فصل امّا كرامات امام حسين عليه السّلام
اولياء و دوستان اوّليه ايشان ملحق سازد و به من توفيق دهد تا لطف و احسانش را سپاسگزارم هر چند كه بزرگتر و بالاتر از حدّ سپاسگزارى است.
فصل امّا كرامات امام حسين عليه السّلام
از جمله كرامتى است كه در كشف الغمه از امّ سلمه- رضي الله عنها- نقل شده است.«١٧٦» او مىگويد: شبى رسول خدا صلّى الله عليه و آله از نزد ما رفت و غيبتش به درازا كشيد و سپس برگشت در حالى كه ژوليده مو و غبار آلوده و مشتش بسته بود. گفتم: يا رسول الله چرا ژوليده مو و غبار آلودهايد؟ فرمود: مرا در اين فرصت به محلى از عراق به نام كربلا بردند و در آنجا محل شهادت پسرم حسين و جمعى از فرزندان و اهل بيتم را به من نشان دادند و من پيوسته خونهاى ايشان را جمعآورى مىكردم كه اينك در دست من است. و دست مباركش را برايم باز كرد و فرمود: اينها را بگير و نگهدار، پس من گرفتم، ديدم چيزى نظير خاك قرمز بود، آن را داخل شيشهاى قرار دادم و سر آن را بستم و نگه داشتم وقتى كه امام حسين عليه السّلام از مكه به قصد عراق بيرون شد، هر روز آن شيشه را بيرون مىآوردم و مىبوييدم و نگاه مىكردم و براى مصائب آن حضرت مىگريستم. چون روز دهم محرّم فرا رسيد يعنى روزى كه امام حسين عليه السّلام كشته شد، طرف صبح آن روز شيشه را بيرون آوردم ديدم به حال خود است اما آخر روز كه دوباره برگشتم ديدم خون تازه است. پس در خانه فرياد بر آوردم و گريستم و خشمم را فرو خوردم تا مبادا دشمنان ايشان در مدينه بشنوند و زبان به شماتت بگشايند و آن وقت و آن روز را همچنان به خاطر نگه داشتم تا اين كه خبر شهادت آن حضرت را آوردند و آنچه ديده بودم معلوم شد كه راست بوده است.
سالم بن ابى حفصه روايت كرده، مىگويد: عمر بن سعد به حضرت حسين عليه السّلام عرض كرد: مردمان نادانى در محيط ما هستند كه گمان مىبرند من قاتل تو خواهم بود. امام حسين عليه السّلام فرمود: آنها نادان نيستند بلكه افراد خردمند و عاقلى هستند. بدان كه من به
«١٧٦» كشف الغمه ، ص ١٨٤ و ١٨٥. عبارات عربى ، جملاتى از آيه ١٣٤ سوره مباركه آل عمران است : خشم خود را فرو مى برند و از خطاى مردم مى گذرند و خدا نيكوكاران را دوست مى دارد.