راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٨ - فايده دوم- به وسيله عزلت مىتوان از گناهانى كه غالبا در اثر معاشرت دامن انسان را مىگيرد، نجات
ناگزير از انجام آنيم. اما اگر معتقد باشد كه چنان عملى را هيچ دانشمندى مرتكب نشده، شخص تيزبين«٩» معتبر نيز آن را انجام نمىدهد هر آينه اقدام به آن، بروى گران خواهد بود، در حالى كه طبع فرو مايه به پيروى از لغزشها و ترك نيكيها گرايش دارد، بلكه به مقتضاى شهوت آنچه را كه لغزش نيست لغزش فرض مىكند و با عمل آن عالم مقايسه و بدان استدلال مىكند و اين از موارد دقيق دامهاى شيطان است، از اين رو خداى تعالى، مخالفان شيطان را در اين آيه شريفه توصيف كرده است: الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ«١٠».
پيامبر صلى الله عليه و آله براى آن مثلى آورده و فرموده است: «مثل كسى كه مىنشيند و حكمت را مىشنود و تنها بدترين چيزها را از آن به خاطر مىسپارد، همانند مردى است كه نزد شبانى بيايد و بگويد: اى شبان! از گلّهات يك گوسفند شايسته ذبح برايم جدا كن و او بگويد: برو بهترين گوسفند گلّه را خود جدا كن ولى آن مرد برود و گوش سگ گله را بگيرد.»«١١»
از جمله دلايل بى اهميت شدن چيزى در قلب، به دليل انجام مكرّر و مشاهده آن، اين است كه بيشتر مردم وقتى ببينند مسلمانى در روز ماه رمضان روزه مىخورد، بشدّت آن را بعيد مىشمرند به حدّى كه اعتقاد به كفر او پيدا مىكنند ولى اگر كسى را ببينند كه نمازهاى خود را خارج از وقت مىخواند آن طور كه از ترك روزه ابراز نفرت مىكنند طبعشان از او متنفر نمىشود در حالى كه ترك يك نماز از نظر اجماع باعث كفر است، آدم كشى و روزه نگرفتن باعث كفر و سبب آن نمىشود، جز اين كه چون نماز تكرار مىشود و مسامحه در آن زياد صورت مىگيرد از اين رو به دليل تكرار مشاهده، اهميّت آن از دل ساقط مىشود. همچنين اگر يك فقيه جامهاى از ابريشم بپوشد يا انگشترى از طلا به دست كند و يا از ظرف طلايى آب بنوشد، مردم آن را بعيد مىشمرند و سخت اعتراض مىكنند ولى اگر آن فقيه در نشستى طولانى جز غيبت مردم سخنى نگويد، آن را از او بعيد نمىشمرند در حالى كه غيبت بدتر از زناست، پس چگونه از پوشيدن لباس
«٩» در كتاب احياء العلوم ، به جاى كلمه مرموق (تيزبين )، موّفق آمده است .
«١٠» زمر / ٢٠: كسانى كه سخنان را مى شنوند و از بهترين سخن پيروى مى كنند.
«١١» اين حديث را ابن ماجه به شماره ٤١٧٢ از قول ابوهريره نقل كرده است و در سلسله حديث ، على بن زيد بن جدعان است كه ضعيف مى باشد.