راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٠١ - باب سوم در باره آنچه مسافر بايد بياموزد
منزل داشته است و اگر در جايى قصد اقامت ده روز كند، سپس از قصدش برگردد، تا وقتى كه يك نماز واجب چهار ركعتى نخوانده است به قصر برمىگردد، اگر نه تمام مىخواند تا از آن جا بيرون رود، همچنين اگر به نيّت قصر وارد نماز شد ولى قصد اقامت برايش حاصل شد تمام مىخواند.
چهارم، اين كه شغلش مسافرت نباشد
مانند چارواداران و نامه رسانان و ملوانان، زيرا ايشان در سفرشان نماز را تمام مىخوانند و در بعضى اخبار صحيح آمده است كه هر گاه طى طريق و حركت براى اين سه گروه دشوار شود نمازشان را قصر مىخوانند.
پنجم، اين كه سفرش مباح باشد،
پس اگر در راه معصيت باشد مثل كسى كه عاق والدين باشد و از پدر و مادرش فرار كند يا از دست مولايش بگريزد، يا زنى كه از شوهرش فرار كند و يا كسى كه از جبهه در وقت حمله به دشمن فرار كند يا از دست طلبكار با وجود قدرت بر اداى دين فرار كند و يا نماز جمعه را در صورتى كه بر او واجب است ترك كند و يا به قصد راهزنى يا كشتن كسى يا گرفتن مواجب و مستمّرى حرام از پادشاه ستمگر و يا به قصد فساد و ايجاد فتنه بين مسلمانان و نظاير اينها سفر كند، قصر خواندن نماز جايز نيست.
عبيد بن زراره از امام صادق عليه السّلام روايت كرده، مىگويد: «از آن حضرت درباره مردى پرسيدم كه به شكار مىرود، آيا نمازش را قصر بخواند يا تمام؟ فرمود: تمام بخواند، زيرا سفرش حقّ نيست.»«٨»
در مرسله عمران بن محمّد قمى آمده است: «اگر كسى براى فراهم آوردن معاش خود و خانوادهاش به شكار رود بايد روزهاش را افطار كند و نمازش را قصر بخواند ولى اگر براى تهيه مازاد بر معاش باشد نبايد قصر كند و كار خوبى نيست.»«٩»
اگر در بين سفر مباح قصد معصيت كند. بايد نماز را تمام بخواند و اگر از قصد معصيت به طاعت رجوع كرد، قصر بخواند.
ششم، آن كه ديوارهاى شهر را نبيند و يا اذان شهر را نشنود،
بعضى هر دو را شرط كردهاند. و در اعتبار اين شرط در وقت مراجعت از سفر اختلاف است. هر كس در سفر به مكّه يا مدينه و يا جامع كوفه و يا حاير حسينى عليه السّلام برسد، بين قصر و اتمام مخيّر است
«٨» التهذيب ، ١، ص ٣١٦، و كافى ، ج ٣، ص ٤٣٨ و من لا يحضره الفقيه ، ص ١٢٠.
«٩» و من لا يحضره الفقيه ، ص ١٢٠.