راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٠٠ - باب سوم در باره آنچه مسافر بايد بياموزد
مىشناسيم.»«٧»
ما بايد شرايط قصر نماز و شكستن روزه را در سفر و كيفيّت نماز را روى مركب و در كشتى و در حال راه رفتن به روش اهل بيت عليهم السّلام و كيفيت زيارت ضريح مقدسشان و آداب آن را- نسبت به قبور كسانى از اهل بيت عليهم السلام كه در مدينه منوّره نيست- نقل كنيم.
البته اينها را در كتاب اسرار حج بيان كردهايم و نيز دلايل قبله و كيفيّت قبلهشناسى را از قول غزّالى نقل مىكنيم اما دليل و معرفت به اوقات را در كتاب اسرار الصّلاة نقل كرده ايم، نيازى به تكرار آن- كارى كه غزّالى انجام داده است- نمىباشد، همچنين جمع بين دو نماز و كيفيت تيمّم و بيان جواز آن را در وقت نبودن آب بيان كردهايم، با اين كه از نظر ما آن دو اختصاص به مسافرت ندارند. پس در اين جا چند مطلب است:
مطلب اول، در شرايط قصر نماز و خوردن روزه،
تنها با وجود شش شرط در سفر، نماز قصر مىشود و روزه را بايد افطار كرد:
شرط اوّل اين است كه مسافرت شامل هشت فرسخ رفتن تنها و يا رفت و برگشت باشد،
چه در همان روز رفتن برگردد و چه بعدها برگردد مادامى كه سفرش را به دليل يكى از سه مانعى كه خواهيم گفت، قطع نكند. درباره احاديث اهل بيت عليهم السّلام در اين مورد، اشتباهى براى اكثر علماى ما اتّفاق افتاده و مقصود اهل بيت عليهم السّلام را چنان كه شايسته است نفهميدهاند. از اين رو گاهى در چهار فرسخ شرط كردهاند كه همان روز برگردد و گاهى بين قصر و اتمام در چهار فرسخ مخيّر ساختهاند! و صحيح همان بود كه ما گفتيم، همان طورى كه استاد پيشين ما حسن بن عقيل عمّانى- رحمه الله- معتقد بوده است و ما آن را در كتاب معتصم خود بيان كرديم. سپاس خدا را سزاست.
دوّم، آن كه مسافر از اوّل سفرش قصد اين مسافت را داشته باشد
و تا پايان مسافت به قصد خود باقى بماند امّا اگر از آغاز قصد نداشت هر چند كه تا آن مقدار مسافت برسد و يا قصد آن را داشته ولى پيش از رسيدن به آن حدّ، از قصدش برگشته است، نمازش را تمام مىخواند، همچنين اگر در رفتن و برگشتن مردّد باشد، حال اگر پيش از رجوع از قصدش يا پيش از دو دلى نماز را قصر خوانده است به دليل خبر صحيح نبايد اعاده كند.
سوّم، آن كه سفرش را به نيّت اقامت ده روزه قطع نكند،
يا سى روز در يك جا با حال ترديد و دو دلى در نيّتش بماند. يا به وطنش يعنى جايى برسد كه در آن جا شش ماه
«٧» من لا يحضره الفقيه ، باب صلاة السفر، ص ١١٦.