راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٦٦ - كتاب اخلاق امامان و آداب شيعه
رسيدن به مراتب والاى شرافت و بزرگوارى فروع و اصولشان و پايدارى عقل و خردشان قرار دادند. زيرا آنان بزرگواريشان را با چيزى نمىآميختند تا آن را معيوب سازد و چهره سيادتشان را به وسيله چيزى كه باعث زشتى آن شود، دگرگون نمىساختند. بنى هاشم پيروان ائمّه و سران اين ملّت و بزرگان مردم و سروران عرب و خلاصه بنى آدم، پادشاهان دنيا و راهنمايان راه آخرت، حجّت خدا بر بندگان و از طرف خدا بر شهرهايش امين بودند. بنابراين ناگزير نشانههاى خير در ايشان ظاهر و علامتهاى شكوه و جلال در آنها هويدا و نمايان بود. آنان نمونههاى شناخته شده بخشندگى بودند چنان كه پس از ايشان هر كس آراسته به صفت جود و بخشندگى شد، پيرو و دست پرورده ايشان بود و به وسيله ايشان هدايت يافته بود. چگونه مال را بذل و بخشش نكند آن كه در ميدانهاى نبرد جان عزيزش را در كف دست مىنهد و چگونه از دنياى زودگذر، نگذرد آن كه به آخرت دلبسته است؟ بىترديد در نظر خردمندان آن كس كه در ميدان كارزار، جان فشانى كند در دادن مال بخشندهتر است و آن كه نسبت به جان شيرين، پارسا باشد، درباره نعمتهاى ناپايدار دنيا پارساتر است. چون زهد و پارسائى ايشان را دانستى، از اين طريق ايثار و بهرهرسانى ايشان را نيز بشناس. زيرا زاهد كسى است كه نسبت به نعمت پايدار دنيا پارسا باشد و از گناهان آن بترسد و از حلال و حرامش روگردان باشد. و شايد آنچه را كه در سوره (هل أتى) از ايثار ايشان آمده، شنيده باشى.
آيا ايشان آن كسانى نيستند كه به خاطر دوستى خدا خوراكشان را به ديگران خورانيدند و هر يك از ايشان حاضر شدند براى خشنودى پروردگارشان به خود گرسنگى دهند و آن انسانهاى بزرگوار تلخى گرسنگى را بر خود هموار كردند و چشمان آن بزرگواران از گرسنگى به خواب نرفت و طعم شيرين سيرى را نچشيدند و به خاطر دلسوزى بر مستمند، يتيم و اسير، چشمشان را غرق اشك غم كردند و بارها رنج فقدان غذا را صبح و شام پذيرا شدند و گرسنگى در دلهاى اهل بهشت شعله آتش بر افروخت! آنان ايمان راستين داشتند موقعى كه گفتند: إِنَّا نَخافُ من رَبِّنا يَوْماً عَبُوساً قَمْطَرِيراً، فَوَقاهُمُ الله شَرَّ ذلِكَ الْيَوْمِ وَ لَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَ سُرُوراً.«١٥٩» كسانى كه از احسان آنها برخوردار شده بودند از ايشان سپاسگزارى كردند ولى آنان در برابر گفتند: إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ الله لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً.
«١٥٩» مطالب السؤول ، ص ٧٣.