راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٢٤
از امام صادق عليه السّلام نقل شده كه: «امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: دينداران را نشانههايى است كه به آنها شناخته مىشوند: راستگويى، اداى امانت، وفاى به عهد، صله ارحام، ترحّم بر ضعيفان، حساب نبردن از زنان- يا فرمود: كم اطاعت كردن از زنان- نيك رفتارى، خوشخويى، گشاده خلقى، پيروى از دانش و آنچه باعث نزديكى به خداست شجره طوبى از آن ايشان است و چه سرانجام خوبى دارند!- طوبى درختى است در بهشت كه ريشهاش در خانه پيامبر ما محمّد صلى الله عليه و آله است و هيچ مؤمنى نيست مگر آن كه شاخهاى از آن درخت در خانه اوست هر چه را كه در دل آرزو كند، از آن درخت فراهم سازد و اگر سوارى تندرو صد سال در سايه آن راه پيمايد، از آن نگذرد و اگر از پايين كلاغى به سمت بالايش پرواز كند، پيش از رسيدن به بالاى آن، به علّت پيرى بيفتد هان به اين نعمت روآوريد. براستى مؤمن مشغول كار خويشتن است و مردم از او در آسايشند. در وقت شب گونه بر خاك بنهد و با اعضاى ارزنده بدنش خدا را سجده كند و با خدايى كه او را آفريده است براى آزادى خود از آتش دوزخ مناجات كند. هان شما نيز چنين باشيد!».«٣٥»
از امام باقر يا امام صادق عليه السّلام نقل شده است كه فرمود: «امير المؤمنين عليه السّلام به انجمنى از مردم قريش گذشت كه جامههاى سفيد يا به رنگهاى روشن پوشيده بودند و زياد مىخنديدند و به هر كه از آن جا عبور مىكرد با انگشت اشاره مىكردند. سپس به انجمن اوس و خزرج گذر كرد و آنها را ديد كه با پيكرهاى فرسوده و گردنهاى باريك و رنگ زرد، متواضعانه سرگرم گفت و گو بودند. على عليه السّلام از اين دو انجمن در شگفت شد و خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد: پدر و مادرم به فدايت، من به انجمن قبيله فلان گذر كردم- حال آنها را گفت- و به انجمن اوس و خزرج گذشتم- و حال آنها را نيز گفت- سپس گفت: و حال آن كه همه آنها مؤمنند. يا رسول الله! صفت مؤمن [راستين] را بفرماييد. رسول خدا صلى الله عليه و آله اندكى سر به زير انداخت و بعد سر بلند كرد و فرمود: بيست خصلت در مؤمن است كه اگر نباشد ايمانش كامل نيست. يا على! همانا از جمله اخلاق مؤمنان آن است كه در نماز جماعت حاضر و در پرداخت زكات شتابانند. درماندگان را طعام دهند، بر سر يتيمان دست نوازش كشند، لباسشان را پاكيزه بدارند و بند زير جامه بر كمر محكم ببندند (بر عبادت خدا همّت بگمارند)، اگر خبرى دهند دروغ نگويند، اگر
«٣٥» كافى ، ج ٢، ص ٢٣٩، شماره ٣٠.