راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٦ - فايده ششم- نجات از ديدار افراد كودن و نادان
اذا كان باب الذّل من جانب الغنى *** سموت الى العلياء من جانب الفقر«٢٦»
اشاره به اين مطلب دارد كه طمع در همان حال توانگرى هم باعث ذلّت است.
فايده ششم- نجات از ديدار افراد كودن و نادان
و رهايى از تحمّل نادانان و اخلاق آنان است، زيرا ديدن آدم كودن، نمونهاى از نابينايى است.
به اعمش گفتند: چرا چشمت كم سو شده و آب مىدهد؟ گفت: به خاطر نگريستن به افراد كودن.
نقل مىكنند كه ابو حنيفه بر اعمش وارد شد و به او گفت: در خبر آمده است. «هر كس كه خداوند چشمانش را بگيرد در عوض بهتر از آنها را به او مىدهد.»«٢٧» خدا در عوض چشمانت به تو چه داده است؟ از باب شوخى! گفت: به جاى آنها اين را داده است كه مرا از ديدن نادانان بىنياز كرده و تو نيز از آنانى.
ابن سيرين مىگويد: شنيدم مردى مىگفت: يك بار كه به كودنى نگاه كردم، از هوش رفتم! جالينوس گويد: هر چيزى تبى دارد و تب روح نگاه به افراد كودن است. اين فايدهها جز دو مورد اول مربوط به هدفهاى فعلى دنيوى است ولى آنها به دين نيز مربوط مىشوند، چرا كه انسان وقتى از ديدن كودنى آزرده شود، ديرى نمىپايد كه غيبتش را مىكند و چيزى را كه خداوند آفريده است، زشت مىشمارد و هر گاه از ديگران به سبب غيبتى كه از او كردهاند يا گمان بدى كه نسبت به او بردهاند، يا حسد ورزيده، و سخن چينى كردهاند و يا نظير اينها آزرده شود، از معامله به مثل خوددارى نمىكند و تمام اينها به فساد دين شخص مىانجامد. پس بايد دريابيم كه در عزلت، سلامت و بر كنارى از همه اينها وجود دارد.
آفات گوشهنشينى
بدان كه از جمله هدفهاى دينى و دنيوى همان بهرهاى است كه از كمك خواهى ديگران عايد مىگردد و آن جز از راه معاشرت حاصل نمىشود. بنابر اين هر چه از
«٢٦» هرگاه باب ذلت از جانب توانگرى گشوده شود، تو از سوى تنگدستى به بالاترين مرتبه مى رسى .
«٢٧» اين حديث را طبراى با اسناد ضعيف » به طورى كه در المغنى آمده » از حديث جرير نقل كرده است و احمد در ج ٥، ص ٢٥٨ نظير آن را از قول ابوامامه با اسناد نيكو نقل شده است .