راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٢٠
و به حرف ما بكند. زيرا عبد الله را فرمانى دادم و به او يك سفارش كردم و او از گفته ما پيروى كرد و فرمان مرا برد،«٣٢» به خدا سوگند كه مردى از شما نزد من آيد و من حديثى برايش بيان مىكنم كه اگر در دل نگه دارد عزّت پيدا مىكند. چگونه عزيز نمىشود كسى كه هر چه مردم دارند او هم دارد در حالى كه مردم به آنچه او دارد نيازمندند و او به آنچه مردم دارند نيازى ندارد. پس من او را امر مىكنم كه آن حديث را پنهان بدارد ولى او همچنان آن را پراكنده مىكند تا اين كه در بين مردم خوار مىشود و مردم بر او عيب مىگيرند. عرض كردم: فدايت شوم اگر صلاح بدانيد اين مطلب را به دوستانتان نفرماييد، زيرا اگر اين مطلب از طرف شما به ايشان برسد بر آنها گران خواهد آمد.
فرمود: به خدا سوگند كه من حق را مىگويم و تو فردا به كوفه مىروى، برادران و آشنايانت نزد تو مىآيند و از تو مىپرسند كه جعفر بن محمّد عليه السّلام چه گفت؟ آيا تو به آنها نمىگويى؟ عرض كردم: من آنچه را امر كنيد به ايشان مىگويم، چيزى را كم و زياد نمىكنم. امام عليه السّلام فرمود:«٣٣» هر كس از مردم را ديدى كه از من پيروى و به گفته من عمل مىكند، به او سلام مرا برسان و وى را به ترس از خدا و پرهيزگارى در دين و كوشش در راه خدا و راستگويى و اداى امانت و طول دادن سجده و خوشرفتارى با همسايه سفارش كن، زيرا محمّد صلى الله عليه و آله همين دستورها را آورده است. هر كه به شما امانت سپرد، چه نيك رفتار باشد يا بد كار، امانتش را به او بازپس بدهيد، زيرا رسول خدا صلى الله عليه و آله دستور مىداد كه سوزن و نخ سوزن را به صاحبش برگردانند، با فاميل خود پيوند داشته باشيد و جنازههايشان را تشييع كنيد. از بيمارانشان عيادت و حقوقشان را ادا كنيد، زيرا هر كس از شما كه در دينش پارسا و راستگو و امانتدار و با مردم خوش اخلاق باشد مىگويند: اين روش جعفر بن محمّد عليه السّلام است، و من از اين بابت خوشحال مىشوم كه بگويند: اين روش پسنديده جعفر است و اگر جز اين باشد، گرفتارى و ننگش دامنگير خود او مىشود. به خدا سوگند پدرم براى من نقل كرد كه مردى از شيعيان على عليه السّلام ميان قبيلهاى بود كه از همه كس بيشتر حقوق اهل قبيله را رعايت مىكرد و در اداى امانت ايشان كوشش مىنمود و از همه كس در گفتار راستگوتر بود. از اين رو مردم امانتهايشان را به او مىسپردند و وقتى درباره او سؤال مىشد، مىگفتند: كيست مانند فلانى؟! پس از خدا
«٣٢» تا اين جا حديث را كشّى در رجال خود ص ١٦٢ نقل كرده است .
«٣٣» از اين جا تا آخر حديث را كلينى در كافى ، ج ٢ ص ٦٣٦ نقل كرده است .