راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٤ - فايده پنجم
ابو درداء گويد: از خدا بترسيد و از مردم بر حذر باشيد، زيرا ايشان بر پشت هيچ شترى سوار نشدند مگر آن كه پشت او را زخمى كردند و بر هيچ اسبى سوار نشدند مگر آن كه اسب را پى كردند و به قلب هيچ مؤمنى وارد نشدند مگر آن كه قلب را خراب كردند.
يكى از بزرگان گفته است: آشنايان را كم كن، زيرا دين و قلب تو سالمتر مىماند و حقوق آنها كمتر مىشود، چرا كه هر قدر آشنايان زياد شوند، حقوق آنها هم فزونى مىيابد و در نتيجه اداى حقوق آنها دشوار مىگردد.
يكى از ايشان گويد: ناشناخته بگير آن كسى را كه مىشناسى و خويشتن را به كسى كه تو را نمىشناسد، آشنا مگردان.
فايده پنجم
- آن است كه طمع مردم از تو و طمع تو از مردم قطع مىشود، امّا بريده شدن طمع مردم از تو فايده زيادى دارد زيرا رضاى مردم در نهايت تأمين شدنى نيست بنابر اين بهتر آن است كه شخص به خود سازى مشغول شود. گرچه تشييع جنازهها، عيادت بيماران و حضور در مجالس اطعام و ازدواج آسانتر و سادهترين حقوق است، امّا در تمام اين موارد تضييع اوقات و در معرض آفات قرار گرفتن وجود دارد. گذشته از آن گاهى انجام پارهاى از اين موارد به مانعى برمىخورد و عذرهايى پيش مىآيد كه اظهار تمام اين عذرها ممكن نيست، در نتيجه مىگويند: در حق فلانى كوتاهى نكردى و در حق من كوتاهى كردى و همين باعث دشمنى مىشود. البته گفتهاند: هر كه در وقت عيادت بيمارى، از وى عيادت نكند، براى اين كه مبادا در صورت بهبودى از او خجالت بكشد. مرگ او را طلب خواهد كرد. و هر كه تمام مردم را محروم سازد همه از او راضى خواهند بود و اگر تبعيض قائل شود از او دلگير گردند و اداى كليّه حقوق تمام مردم حتى با صرف تمام اوقات شب و روز ممكن نيست پس چگونه كسى كه مشغله دينى يا دنيوىاش او را به خود مشغول كرده، از عهده اين كار بر مىآيد؟ بعضى گفتهاند: زيادى دوستان به منزله زيادى طلبكاران است. ابن رومى در شعرى مىگويد:
عدوّك من صديقك مستفاد *** فلا تستكثرن من الصّحاب
فانّ الدّاء اوّل ما تراه *** يكون من الطّعام او الشّراب«٢٢»
و گفتهاند: ريشه هر دشمنى، خوبى كردن به فرو مايگان است.
«٢٢» دشمن تو نتيجه و پديده دوست تو است پس نبايد دوستان زيادى داشته باشى زيرا هر دردى را كه نخستين بار احساس مى كنى از خوردن يا آشاميدن است .