راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٧٨ - باب دوم در آداب مسافر از اوّل حركت تا بازگشت و آن يازده چيز است
از شهاب بن عبد ربّه نقل شده كه مىگويد: «به امام صادق عليه السّلام عرض كردم: شما از حال من آگاهيد و از دست و دلبازى و بذل و بخششم به برادران دينىام اطّلاع داريد، آيا مىتوانم با جمعى از آنها در راه مكّه همراه باشم و بر آنها بذل و بخشش كنم؟ فرمود: اى شهاب، اين كار را نكن، اگر تو امكاناتى كه دارى در اختيار آنها قرار دهى و آنها زياده خرجى كنند، به ايشان ستم كردهاى و هر گاه خوددارى كنند آنها را خوار ساختهاى، پس با امثال خودت همسفر شو.»«٢١»
از آن حضرت است كه فرمود: «حق مسافر، آن است كه اگر مريض شد برادران همسفرش تا سه روز برايش توقّف كنند.»«٢٢»
در كتاب مكارم از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده كه فرمود: «بزرگ يك گروه در سفر، خدمتگزار آنهاست.»«٢٣»
و از آن حضرت نقل شده است: «كه در سفرى به اصحابش دستور داد تا گوسفندى را سر ببرند، مردى از آنها گفت: سر بريدن گوسفند بر عهده من، ديگرى گفت: پوست كردن آن نيز با من و ديگرى گفت: قطعه قطعه كردن آن هم با من و ديگرى گفت: پختن آن هم با من، آنگاه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: من هم براى شما هيزم جمع مىكنم، گفتند: يا رسول الله پدران و مادرانمان فدايت شوند شما نبايد خودتان را به زحمت بيندازيد، ما به جاى شما كار مىكنيم. فرمود: من مىدانم كه شما كار مرا انجام مىدهيد اما خداى عزّ و جل نمىپسندد كه هر گاه بندهاش همراه اصحاب خويش باشد در بين آنها خود را جدا ببيند، پس بلند شد و براى آنها هيزم جمع كرد.»«٢٤»
غزّالى مىگويد: مورد سوم از آداب سفر، آن است كه مسافر از همراهان در وطن و فاميل و دوستان خود خداحافظى كند و در وقت خدا حافظى دعاى رسول خدا صلى الله عليه و آله را بخواند.
مىگويم: آن دعا در كتاب اسرار حج بخش عبادات گذشت و نيازى به تكرار آن نيست.
از طريق شيعه نيز روايتى در كتاب من لا يحضره الفقيه آمده است مىگويد: «وقتى
«٢١» من لا يحضره الفقيه ، باب الرفقاء فى السفر و وجوب حق بعضهم على بعض ، ص ٢٢٦. و محاسن برقى ، ص ٣٥٧. و نيز محاسن ابوعبداللّه برقى ، ص ٣٥٧.
«٢٢» من لا يحضره الفقيه ، باب الرفقاء فى السفر و وجوب حق بعضهم على بعض ، ص ٢٢٦. و محاسن برقى ، ص ٣٥٧. و نيز محاسن ابوعبداللّه برقى ، ص ٣٥٧.
«٢٣» المكارم ، ص ٢٨٨.
«٢٤» المكارم ، ص ٢٨٨.