راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٧٨ - عفو با قدرت
مرحمت كرد. زمانى مردى خدمت آن حضرت رسيد و درخواستى كرد، پيامبر صلى الله عليه و آله گوسفندى از گوسفندان بين جبلين (ناحيهاى بين كوه طى و كوه سلمى) را به او مرحمت كرد و او ميان قوم خود برگشت و گفت: مسلمان شويد كه محمّد به قدرى مىبخشد كه كسى از تنگدستى نهراسد.«٢٠٣»
هرگز چيزى از وى درخواست نكردند كه در جواب، نه بگويد.«٢٠٤» هفتصد درهم خدمت آن حضرت آوردند، پولها را روى حصيرى قرار داد سپس از جا برخاست و آنها را تقسيم كرد و هيچ مستمندى را نااميد نكرد تا پولها تمام شد.«٢٠٥» مردى خدمت آن حضرت آمد و درخواست كرد، فرمود: چيزى نزد ما نيست ولى به حساب ما بخر، هر وقت چيزى دست ما آمد، آن را ادا مىكنيم. عمر گفت: يا رسول الله، خداوند شما را بر چيزى كه توان آن را نداريد مكلّف نكرده است، پيامبر صلى الله عليه و آله از شنيدن اين سخن ملول شد. مرد سائل گفت: انفاق كنيد و براى خداى بزرگ از تنگدستى بيمى نداشته باشيد.
پيامبر لبخندى زد و آثار شادمانى در چهرهاش نمودار شد.«٢٠٦»
وقتى كه از حنين مراجعت فرمود، عربها مىآمدند و چيزى مىخواستند تا آن جا كه به درختى پناه آورد و عباى حضرت به درخت گير كرد. رسول خدا صلى الله عليه و آله ايستاد و فرمود:
«عباى مرا بدهيد، اگر من به شمار اين خارها نعمت داشتم همه را بين شما تقسيم مىكردم وانگهى شما هرگز مرا بخيل، دروغگو و ترسو نمىيابيد.»«٢٠٧»
«٢٠٣» اين حديث را مسلم در ج ٧، ص ٧٤ از حديث انس نقل كرده است .
«٢٠٤» اين حديث را مسلم در ج ٧، ص ٧٤ از قول جابر و دارمى در ج ١، ص ٣٤ از حديث سهل نقل كرده اند.
«٢٠٥» ابوالحسن بن ضحاك در الشمائل به طور مرسل از قول حسن نقل كرده است كه براى رسول خدا (صلى اللّه عليه و اله ) هشتاد هزار درهم بحرين آوردند كه پيش از آن اين مقدار مال كسى نياورده بود، آن روز هيچ كس درخواست نكرد مگر چيزى به او داد و هيچ سائلى را رد نكرد ولى به كسى كه درخواست نكرده بود چيزى نداد. بخارى اين حديث را در ج ٤، ص ١٢ ذيل حديث انس آورده كه مالى از بحرين نزد پيامبر (صلى اللّه عليه و اله ) آوردند؛ بيشترين مالى بود كه تا آن زمان آورده بودند....
«٢٠٦» اين حديث را ترمذى از عمر بن خطاب در الشمائل ، ص ٢٦ نقل كرده است .
«٢٠٧» اين حديث را بخارى ، در ج ٤، ص ١١٥ از قول جبير بن مطعم نقل كرده است .