راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٨٠ - تواضع آن حضرت
را ديدم كه سوار بر ناقه بورى بود، نه آن را مىزد و نه هى مىكرد و نه زود باش مىگفت [و در اين حال] رمى جمره را انجام مىداد.«٢١٥» هر گاه بر الاغ سوار مىشد زير اندازش پارچهاى بود، با اين حال يك نفر را هم ترك خود سوار مىكرد.«٢١٦» به عيادت بيماران مىرفت، تشييع جنازه مىفرمود و دعوت بردگان را اجابت مىكرد.«٢١٧» كفش و جامهاش را وصله مىزد و در خانه با خانواده در كارهاى مورد نيازشان همكارى مىكرد.«٢١٨» اصحاب آن حضرت چون مىدانستند ناراحت مىشود براى او از جا بلند نمىشدند.«٢١٩» وقتى كه از كنار كودكان عبور مىكرد به آنها سلام مىداد. «٢٢٠»
مردى را خدمت آن حضرت آوردند، وى از هيبت آن بزرگوار بر خود مىلرزيد. فرمود: «بر خود آسان بگير، من پادشاهى نيستم، بلكه پسر زنى از قريشم كه گوشت خشك مىخورد.»«٢٢١» ميان اصحاب، چنان آميخته با آنان مىنشست كه گويى يكى از آنهاست.
به طورى كه شخص ناشناسى كه مىآمد نمىدانست پيامبر صلى الله عليه و آله كدام فرد است تا اين كه مىپرسيد عاقبت اصحاب از آن حضرت خواستند به گونهاى بنشيند كه شخص غريب او را بشناسد. اين بود كه براى آن حضرت سكويى از گل درست كردند تا روى آن بنشيند،«٢٢٢» عايشه عرض كرد: غذا را در حالى كه تكيه دادهايد ميل كنيد كه بر شما آسانتر است. مىگويد: سر مباركش را پايين آورد به حدى كه نزديك بود پيشانىاش به
«٢١٥» اين حديث را ترمذى در سنن ، ج ٤، ص ١٣٦ از قول قدامة بن عبداللّه و ابن ماجه به شماره ٣٠٣٥ و نسائى در ج ٥، ص ٢٧٠ نقل كرده اند.
«٢١٦» اين حديث را بخارى در ج ٧، ص ٢١٧ از حديث اسامة بن زيد نقل كرده است .
«٢١٧» اين حديث را ترمذى در الشمائل ، ص ٢٣ از حديث انس بن مالك نقل كرده است .
«٢١٨» اين حديث را احمد در مسند از حديث عايشه نقل كرده و قبلا گذشت .
«٢١٩» اين حديث را ترمذى در سنن ، ج ١٠، ص ٢١٢ باب مربوط به ناپسندى بلند شدن كسى براى كسى نقل كرده است .
«٢٢٠» اين حديث را بخارى ، در ج ٨، ص ٦٨ باب سلام دادن به كودكان از انس نقل كرده است .
«٢٢١» اين حديث را حاكم در ج ٢، ص ٤٦٦ از قول جرير نقل كرده است و مى گويد: بنابر روش بخارى و مسلم اين حديث صحيح است و طبرانى در الاوسط » به طورى كه در مجمع الزوائد، ج ٩ ص ٢٠ آمده است » اين حديث را نقل كرده است .
«٢٢٢» اين حديث را ابوداوود، در ج ٢، ص ٥٢٧ از حديث ابوذر نقل كرده است .