راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٧٤ - فصل امّا كرامات امام حسين عليه السّلام
شمّهاى از اخلاق، صفات و كرامات امام چهارم ابو محمد، علىّ بن حسين، زين العابدين عليه السّلام
ابن طلحه در مناقب خويش مىگويد:«١٨٣» آن حضرت يعنى، زين العابدين، سر آمد پارسايان، سرور پرهيزگاران و رهبر مؤمنان است. نشان او گواهى مىدهد كه از دودمان رسول خدا صلّى الله عليه و آله است و جهتگيرى او، مقام قربش را در پيشگاه خدا ثابت مىكند و پينه بستن مواضع سجدهاش فزونى نماز و تهجّدش را به ثبوت مىرساند و رو بر تافتنش از متاع دنيا، بيانگر زهد او در دنياست. او از پستان تقوا به وفور نوشيد تا سرآمد شد و انوار تأييد الهى بر او تابيدن گرفت و بدان وسيله هدايت لازم را يافت. اذكار و اوراد عبات همدم او بود و او با اين اذكار انس گرفت، وظايف بندگى و طاعت خدا هم پيمان او گرديد و آن حضرت به زيور طاعت آراسته گشت. چه بسيار شبهايى را كه براى پيمودن راه آخرت بيدار خوابى كشيد و تشنگى روزهاى گرم تابستان را در طول اين سفر راهنماى خود ساخت، امور خارق عادت و كراماتى داشت كه مردمان به چشم ديدند كه در آثار متواتره ثبت است و گواهى مىدهد كه وى در زمره بزرگوارانى است كه پادشاهان جهان آخرتند.
امام سجّاد عليه السّلام، القاب زيادى دارد كه تمامى آنها بر آن حضرت اطلاق مىشود.
مشهورترين آنها عبارتند: از زين العابدين، سيّد العابدين، زكىّ، امين و ذو الثّفنات. بعضى گفتهاند علّت ملقّب بودن آن حضرت به زين العابدين آن است كه شبى ميان محراب عبادت به حال قيام در تهجّد بود، شيطان به صورت اژدهايى نمودار شد تا او را از عبادتش باز دارد امّا آن حضرت اعتنايى به او نكرد. اژدها نزديك شد و شست پايش را به دهان گرفت باز هم توجّهى نكرد، او را آزرد ولى آن حضرت نمازش را نشكست.
چون از نماز فارغ شد خداوند حقيقت را بر او آشكار ساخت و دانست كه او شيطان است، او را ناسزا گفت و لطمه زد و فرمود: دور شو اى ملعون! شيطان رفت و آن حضرت به ذكر خويش ادامه داد. آنگاه از گويندهاى ناپيدا ندايى شنيد كه، سه مرتبه خطاب به او گفت: تو زين العابدينى! اين كلمه به زبانها افتاد و به عنوان لقبى براى آن حضرت
«١٨٣» كشف الغمه ، ص ١٧٧.