راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٥٧ - بخشى از اخلاق نيكوى پيامبر صلى الله عليه و آله
مىشد.«٨٢» دست خود را از كسى كه دستش را مىگرفت رها نمىكرد تا وقتى كه طرف دستش را مىكشيد.«٨٣» و چون يكى از صحابه را مىديد آغاز به مصافحه مىكرد، سپس دست او را مىگرفت و انگشتهايش را داخل انگشتان او مىكرد و آنگاه مشتش را محكم مىبست،«٨٤» جز به ياد خداى تعالى بر نمىخاست و نمىنشست«٨٥» و كسى رو به او نمىنشست در وقتى كه او نماز مىخواند، مگر آن كه نمازش را سبك مىكرد و رو به او مىآورد و مىگفت: نيازى دارى؟ و چون حاجت او را برمىآورد، دوباره به نماز مىايستاد.«٨٦» و بيشتر اوقات به هنگام نشستن، هر دو زانويش را از جا برمى داشت، و نظير كسى كه لباسش را به خود پيچيده باشد، با دستها زانوهايش را مىگرفت.«٨٧» و كسى جاى او را از جاى نشستن اصحابش تميز نمىداد زيرا آن حضرت هر جا جاى نشستن بود، مىنشست«٨٨»، هيچگاه كسى نديد كه در نزد اصحاب پاهايش را دراز كند تا جا را بر كسى تنگ كند مگر اين كه جا زياد مىبود و كسى در تنگنا قرار نمىگرفت.«٨٩» و بيشتر اوقات رو به قبله مىنشست«٩٠» و به هر كسى كه بر او وارد مىشد احترام مىكرد و حتى
«٨٢» طبرانى و ابونعيم در دلائل النبوة و ابن سعد » چنانكه در الجامع الصغير آمده » اين حديث را نقل كرده اند و در مكارم الاخلاق ، ص ٢١ و ٢٢ به طور مرسل و صدوق در المعانى ، ص ٨٠ با سند نقل كرده است .
«٨٣» اين حديث در چند جا از ابن ماجه و از ترمذى به نقل از حديث انس گذشت .
«٨٤» اين حديث را ابوداوود، در ج ٢، ص ٦٤٥ از قول ابوذر نقل كرده است .
«٨٥» اين حديث را ترمذى در الشمائل از حديث حسن بن على عليه السلام از قول هند و صدوق در المعانى ص ٨٠ نقل كرده است .
«٨٦» در هيچ كتابى به اين مطلب برخورد نكرديم .
«٨٧» نظير اين حديث را ابوداوود، در ج ٢، ص ٥٦١ و ترمذى در الشمائل نقل كرده اند.
«٨٨» اين حديث را ابوداوود در ج ٢، ص ٥٢٧ از قول ابوهريره و ابوذر نقل كرده است ، مى گويند: ((رسول خدا (صلى اللّه عليه و اله ) در بين اصحابش مى نشست و شخص ناشناسى كه مى آمد، نمى دانست كدام يك پيامبر است ، مى پرسيد...)) ترمذى در الشمائل نظير اين را نقل كرده است .
«٨٩» اين حديث را دارقطنى نقل كرده است ، و ترمذى و ابن ماجه چنين آورده اند: ((كسى آن حضرت را نديد كه مقبل همنشينش زانوهايش را جلو آورده باشد)) و ابن ماجه كلمه ((هرگز)) را نيز افزوده است . به طورى كه در المغنى آمده ، سند اين حديث ضعيف است . طبرسى در مكارم ، طور مرسل و صدوق در المعانى با سند از قول هند بن ابى هاله نقل كرده اند.
«٩٠» اين حديث را طبرسى در مكارم ، ص ٢٥ از كتاب المحاسن ابوعبداللّه برقى نقل كرده و در مستدرك حاكم ، ج ، ص ٢٧٠ از آن حضرت نقل كرده است : بالاترين نشستها رو به قبله نشستن است .