راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٠ - باب اول در نقل نظرات و اقوال مختلف و بيان دلايل دو گروه در اين باره
اكثريت در انتخاب تنهايى و خلوت بدان گرايش دارند. بنابر اين، روشن ساختن حقيقت اين مطلب، داراى اهميّت است و حلّ اين مهم با طرح دو باب ميسّر است:
باب اول در نقل نظرات و اقوال مختلف و بيان دلايل دو گروه در اين باره
اما نظرات، مردمان در آن باره اختلاف نظر دارند، ابتدا اين اختلاف در ميان تابعان«١» پديد آمد جمعى از آنان به انتخاب عزلت و برترى آن بر معاشرت معتقد شدند ولى اكثر ايشان به استحباب معاشرت و هر چه بيشتر افزون بر معارف و افزايش دوستان براى انس با يكديگر و محبّت به مؤمنان و يارى به ايشان در راه دين از باب هميارى بر نيكى و تقوا قائل شدند. آنچه از سخنان دانشمندان به ما رسيده است به دو دسته تقسيم مىشود: يك دسته عبارات مطلق كه بر گرايش به يكى از دو نظريه بالا دلالت مىكند و دسته ديگر، سخنانى است كه بر دليل گرايش خاص ايشان اشاره دارد اكنون ما آن دسته مطلق از سخنان دانشمندان را نقل مىكنيم تا نظرات مختلف در آن باره روشن شود و اما سخنانى را كه مقرون به ذكر علّت است در جايى كه مفاسد و فوايد را مطرح مىكنيم ايراد خواهيم كرد.
نخست، سخن را با ذكر كلام مولايمان، امام صادق عليه السّلام در اين باب آغاز مىكنيم و آنگاه گفته ابو حامد را مطرح مىسازيم.
امام صادق عليه السّلام بنابر آنچه در مصباح الشريعه«٢» روايت شده است مىفرمايد:
«شخص گوشه گير در دژ الهى سنگر گرفته و در حفظ و نگهبانى خدا محفوظ است، پس خوشا به حال كسى كه در نهان و آشكار، تنها با او باشد، چنين كسى به ده خصلت نياز دارد: شناخت حقّ و باطل، دلبستگى به فقر، انتخاب سختى و پارسايى، مغتنم شمردن خلوت، انديشه در عواقب كار، احساس تقصير در بندگى در عين كوشيدن، ترك خودپسندى، ذكر فراوان بدون غفلت، زيرا غفلت شكارگاه شيطان و آغاز هر گرفتارى و
«١» در احياء العلوم به جاى بين التّابعين ، بين النّابغين آمده است .
«٢» به كلمه ((عزلت )) در هيچ يك از كتابهاى احاديث شيعه جز در مصباح و ارشاد ديلمى برخورد نكرديم و بيشترين روايات در اين مورد از طريق سفيان ثورى و نظاير اوست .