راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٢٣
حيايش بر شهوتش غالب و دوستىاش بر حسدش و گذشتش بر كينهاش برترى دارد. جز سخن درست نگويد و جز لباس اقتصاد نپوشد. با تواضع راه رود، و در طاعت پروردگارش خاضع و در همه حال از او راضى است. نيّتش خالص، اعمالش بىغش و بىنيرنگ، نگاهش عبرت و سكوتش فكرت و سخنش حكمت است. خيرخواه، بخشنده و با ديگران برادر است. در نهان و آشكارا ديگران را نصيحت مىكند. از برادر دينىاش دورى نمىكند و غيبت او و مكر با او را روا نمىدارد، بر آنچه از دست داده افسوس نمىخورد و براى مصيبت رسيده غمگين نمىشود. از كسى توقّع بيجا ندارد و در وقت سختى سست نشود و در زمان خوشى سرمست نگردد. علم و حلم را با همّ و عقل و صبرا به هم آميزد. تنبلى از او دور، نشاطش را پايدار، آرزويش را نزديك و لغزشش را اندك مىبينى، در انتظار مرگ است، قلبش خاشع و به ياد خدا، نفسش قانع، جهلش را زدوده، كارش را آسان ديده، براى گناهش غمگين، هواى نفسش را كشته، خشمش را فرو خورده، خلق و خويش خالص و همسايهاش از او آسوده است. خودپسند نيست و بر آنچه مقدّر شده قانع است. سخت بردبار و كارش استوار است و ياد خدا را بسيار دارد. با مردم مىآميزد تا دانا شود و خاموش مىماند تا سالم بماند. مىپرسد تا چيزى بفهمد، تجارت مىكند تا سود ببرد. به سخن كسى گوش نمىدهد تا آن را منتشر كند و سخنى نمىگويد كه به ديگران زورگويى كند. خودش از نفس خود در زحمت ولى مردم از او در راحتند، نفس خويش را به خاطر آخرت به زحمت افكنده و مردم را از خود راحت ساخته است اگر كسى به او ستم كند، صبر مىكند تا خدا انتقامش را بگيرد. دورىاش از كسى كه از او دورى مىكند، در حقيقت بغض و دورى از آلودگى است و نزديكىاش به كسى كه به او نزديك مىشود، ملايمت و مهربانى است، نه دورىاش براى خودبينى و فخر فروشى و نه نزديكىاش به منظور فريب و نيرنگ است، بلكه از نيكوكاران پيشين پيروى مىكند تا پيشواى نيكان پس از خود باشد.
امام صادق عليه السّلام مىفرمايد: همام- پس از شنيدن اين سخنان- فريادى كشيد و بى هوش افتاد، امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: هان به خدا سوگند كه من درباره او بيمناك بودم. و فرمود: موعظه دلنشين با اهلش چنين مىكند. شخصى عرض كرد: يا امير المؤمنين، پس شما را چه شده است؟ فرمود: هر كس را اجلى است كه از او نگذرد و سببى است كه از او تجاوز نكند، آرام باش، چيزى نگو كه شيطان اين سخن را به زبانت دميد».