راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٣٤ - كتاب اخلاق امامان و آداب شيعه
غلام وى بيشتر با ابو تراب مصاحبت داشته باشد. پس قنبر را طلبيد، آوردندش، حجاج پرسيد: قنبر تويى؟ گفت: آرى. پرسيد: غلام علىّ بن ابى طالب هستى؟ پاسخ داد: خدا سرپرست و مولاى من و امير المؤمنين ولى نعمت من است. حجاج گفت: از دين على تبرّى بجوى! فرمود: دينى بهتر از دين او را به من نشان بده! گفت: من تو را خواهم كشت، پس خودت انتخاب كن، كدام نوع كشته شدن را دوست دارى؟ فرمود: من آن را به تو واگذاردم. پرسيد: چرا؟ فرمود: تو مرا به نحوى نخواهى كشت مگر اين كه تو خود همانطور كشته خواهى شد و امير المؤمنين عليه السّلام مرا خبر داده است كه مرگم به صورت سر بريدن بناحق و از روى ستم خواهد بود. حجاج پس از شنيدن اين سخنان دستور داد قنبر را سر بريدند.«٧٢»
و از جمله مطلبى است كه به براء بن عازب فرمود: «اى براء، پسرم حسين را مىكشند، در حالى كه تو زندهاى و او را يارى نخواهى كرد» چون امام حسين عليه السّلام كشته شد براء گفت: راست گفت على عليه السّلام: امام حسين عليه السّلام كشته شد و من او را يارى نكردم. از اين رو اظهار حسرت و پشيمانى مىكرد.«٧٣»
از جمله، آن حضرت در يكى از سفرها، در سمتى از لشكريان خود در سرزمين كربلا توقف كرد و نگاهى به راست و چپ انداخت و اشكش جارى شد. فرمود: «به خدا قسم اين جا محل خواباندن شترانشان و جاى شهادت آنها است» عرض شد: يا امير المؤمنين اين جا كجا است؟ فرمود: كربلا، گروهى اينجا كشته مىشوند كه بىحساب وارد بهشت مىگردند و از آن جا رفت. مردم معنى سخن امام را نفهميدند تا اينكه جريان امام حسين عليه السّلام اتّفاق افتاد.«٧٤»
از جمله خبرهاى غيبى مطلبى است كه مردم نقل كردهاند، موقعى كه به صفّين عزيمت مىكرد. يارانش به آب نيازمند شدند و در سمت راست و چپ هر جا را جستند، آب نيافتند. امير المؤمنين عليه السّلام كمى آنها را از جاده به بيراهه برد، در آن بيان ديرى نمودار شد، به آن جا رفتند و از كسى كه آن جا بود، از آب پرسيدند او در پاسخ گفت: بين ما و آب دو فرسخ فاصله است و در اين جا آبى نيست، براى من آب از راه دور مىآورند و من در مصرف آن سختگيرى مىكنم و اگر نه از تشنگى مىميرم. امير المؤمنين عليه السّلام فرمود آنچه را كه اين راهب مىگويد، بشنويد. گفتند: شما دستور مىدهيد به آن جا كه او به ما
«٧٢» كشف الغمه ، ص ٨١.
«٧٣» كشف الغمه ، ص ٨١.
«٧٤» كشف الغمه ، ص ٨١.