راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٥٠ - بخشى از اخلاق نيكوى پيامبر صلى الله عليه و آله
كس باحياتر بود، به چهره كسى خيره نمىشد«٣٢» و دعوت آزاده و برده را مىپذيرفت«٣٣» و هديه را قبول مىكرد اگر چه يك جرعه شير بود و در برابر آن هديه مىداد. مال صدقه را نمىخورد.«٣٤» و در پاسخ دادن به سخن كنيز و فرد تهى دست تكبّر نمىورزيد.«٣٥» براى پروردگار خشمگين مىشد، نه براى خود.«٣٦» حق را اجرا مىكرد اگر چه به زيان خود يا اصحابش تمام مىشد.«٣٧» از طرف گروهى از مشركين پيشنهاد كمك در مقابل گروه ديگرى از مشركين به آن حضرت شد در حالى كه او كم ياور بود و حتّى به يك فرد نيازمند بود تا بر يارانش بيفزايد اما نپذيرفت و فرمود: «من از مشرك كمك نمىطلبم»«٣٨». جنازه يكى از فضلاى اصحاب و نيكانشان كه در بين يهوديان كشته شده بود پيدا شد، بر ايشان از راه ظلم وارد نشد و علاوه بر حق از آنها نخواست و صد شتر ديه پرداخت كرد در حالى كه اصحاب آن حضرت به يك شتر نيازمند بودند تا باعث تقويت آنها شود،«٣٩» و از گرسنگى سنگ به شكم مباركش مىبست،«٤٠» هر خوراكى را كه حاضر بود ميل مىكرد، درباره آنچه موجود بود نمىپرسيد و آن را رد نمىكرد و از خوردن غذاى حلال خوددارى نمىفرمود. اگر خرمايى بدون نان به دستش مىرسيد ميل مىكرد و اگر كبابى پيدا مىكرد مىخورد و اگر نان گندم يا جو موجود بود مىخورد و اگر حلوا و يا عسلى بود مىخورد و اگر شير بدون نانى مىيافت به آن اكتفا مىكرد و اگر
«٣٢» بخارى ، در ج ٦، ص ٢٢٥ و مسلم در ج ٧، ص ٧٧ مطلبى شامل اين مضمون آورده اند.
«٣٣» ترمذى در الشمائل ص ٢٣ و ابن ماجه و حاكم اين حديث را از انس نقل كرده اند.
«٣٤» اين حديث را بخارى در ج ٣، ص ١٩٢ و ١٩٥ صحيح خود آورده است .
«٣٥» اين حديث را حاكم نقل كرده و قبلا گذشت .
«٣٦» اين حديث را ترمذى چنين نقل كرده : دنيا و مال دنيا او را خشمگين نمى كرد و در برابر تجاوز به حق چيزى جلو خشم او را نمى گرفت .
«٣٧» مسلم اين حديث را در ج ٥، ص ٢٠١ از قول عايشه نقل كرده است .
«٣٨» اين حديث را مسلم در ج ٥، ص ٩٨ از حديث سهل بن ابى حثمه نقل كرده است .
«٣٩» اين حديث را مسلم در ج ٥، ص ٩٨ از حديث سهل بن ابى حثمه نقل كرده است .
«٤٠» اين حديث را بخارى در ج ٥، ص ١٣٨ ضمن داستان كندن خندق نقل كرده و طبرانى در حديث طولانى » به طورى كه در مجمع الزوائد ج ٦، ص ١٣١ آمده » با سند معتبرى نقل كرده است .