راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٨٩ - سيما و شمايل پيامبر صلى الله عليه و آله
حضرت داشت دست رد به سينهاش نمىزد، يا حاجتش را برآورده مىساخت و يا با سخنى ملايم او را پاسخ مىداد با همه مردم با روى گشاده و حسن خلق برخورد داشت و براى همگان پدرى بود كه همگى در نزد آن حضرت از حقى مساوى برخوردار بودند.
مجلسش مجلس بردبارى، حيا، صبر و امانت بود، در محضر آن حضرت كسى صدايش را بلند نمىكرد، به كسى بىحرمتى نمىشد و لغزشهاى كسى آشكارا گفته نمىشد.
همگى در برابر هم به عدالت رفتار مىكردند و امتيازشان به تقوا بود. نسبت به هم فروتن بودند، بزرگسال را تعظيم مىكردند و خردسال را مورد شفقت قرار مىدادند، حاجتمند را بر خود ترجيح مىدادند، غريب را حمايت مىكردند- و به قولى: در ميان مىگرفتند-.
حضرتش نه از كسى بد مىگفت و نه از كسى عيبجويى مىكرد و هرگز در صدد كشف راز كسى بر نمىآمد. جز در موردى كه اميد ثواب مىرفت سخن نمىگفت، وقتى كه سخن مىگفت همنشينانش سكوت مىكردند، گويى پرنده روى سرشان نشسته است و چون ساكت مىشد آنها سخن مىگفتند و در خدمت آن حضرت مشاجره نمىكردند، هر كه صحبت مىكرد گوش مىدادند تا حرفش تمام شود، سخن همه ايشان در نزد آن حضرت سخن نخستين فرد آنها بود، پيامبر صلى الله عليه و آله به خاطر آنچه آنها مىخنديدند، مىخنديد و از آنچه در شگفت مىشدند در شگفت مىشد در برابر تندى گفتار و درخواست شخص ناشناس بقدرى صبر مىكرد، كه اصحاب او را جذب مىكردند.
مىفرمود: هر گاه نيازمندى را ديديد كه در پى حاجتى است به او كمك كنيد، ثناى كسى را نمىپذيرفت مگر آنكه ثناگو، مسلمان واقعى بود.«٢٥٤» سخن كسى را قطع نمىكرد تا پايان يابد يا گوينده از جا بلند شود.
امام حسين مىفرمايد: عرض كردم: سكوت پيامبر صلى الله عليه و آله چگونه بود؟ فرمود: سكوت رسول خدا صلى الله عليه و آله براساس چهار چيز بود: بردبارى، هشدار، سنجش و تفكّر، اما سنجيدن و اندازهگيرى آن حضرت در نگريستن و گوش دادن به سخن همه مردم يكسان بود و اما تفكّرش در اين بود كه چه مىماند و چه از بين مىرود. و حلم و صبر در آن حضرت جمع
«٢٥٤» در معانى صدوق آمده : هر كه مسلمان واقعى بود، ثنايش در نزد آن حضرت ارزش والايى داشت ، اما اگر در كسى احساس دورويى و ضعف ديانت مى فرمود، ثنايش را مورد توجه قرار نمى داد و بى اعتنايى مى كرد.