راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣١٥ - فصل امّا كرامات امام حسين عليه السّلام
امام پرواز كرد. فرمود: اى كلاغ! ناگاه كلاغى در حضور امام مشاهده كرديم. فرمود: اى باز! ناگاه بازى مقابل حضرت حاضر شد. سپس فرمود: اى كبوتر! ناگاه كبوترى جلو حضرت قرار گرفت. آنگاه دستور داد همه را سر ببرند و قطعه قطعه كرده و پرهايشان را بكنند و درهم مخلوط كنند، سرانجام دست برد و سر طاووس را برداشت، فرمود: اى طاووس! ديديم گوشت، استخوان و پرهايش از پيكر درهم آميخته پرندگان جدا شد و به سر طاووس چسبيد و زنده شد. آنگاه كلاغ را صدا زد، زنده شد و باز و كبوتر را صدا زد، همچنين به پا خاستند و همگى زنده شدند و در مقابل آن حضرت ايستادند.«٢٩٩»
از جمله، هشام بن حكم روايت كرده است كه مردى از اهل جبل خدمت امام صادق عليه السّلام شرفياب شد و ده هزار درهم عرضه داشت، عرض كرد: با اين پول منزلى براى من خريدارى كنيد كه پس از مراجعت با خانواده در آنجا فرود آيم. سپس راهى مكه شد، وقتى اعمال حج را به جا آورد و مراجعت كرد امام صادق عليه السّلام او را در منزل خود فرود آورد و فرمود: من براى تو در فردوس اعلى منزلى خريدم كه اوّلين حدّش به [خانه] رسول خدا صلّى الله عليه و آله و حدّ دومش به [خانه] على عليه السّلام و حدّ سوم به [خانه] حسن بن على عليه السّلام و حدّ چهارمش به [خانه] امام حسين عليه السّلام است و سند آن را با همين حدود نوشتهام، چون آن مرد سخنان امام عليه السّلام را شنيد عرض كرد: من راضىام. پس امام صادق عليه السّلام آن پولها را بين اولاد امام حسن و امام حسين عليهم السّلام تقسيم كرد و آن مرد برگشت، همينكه به منزلش رسيد، به مرض موت مبتلا شد و چون هنگام وفاتش فرا رسيد تمام اعضاى خانوادهاش را جمع كرد و آنها را سوگند داد تا آن سند را به همراه جنازهاش ميان قبر بگذارند. آنها به وصيّت او عمل كردند فرداى آن روز كه كنار قبر وى رفتند ديدند سند روى قبر افتاده است و پشت سند نوشته شده است: ولىّ خدا جعفر بن محمّد عليه السّلام به وعده خود وفا كرد.«٣٠٠»
و ديگر آن كه حمّاد بن عيسى از امام صادق عليه السّلام درخواست كرد كه دعا كند تا خداوند حجّ فراوان نصيب او كند و باغ و سرايى خوب و همسرى از خانوادههاى سر شناس و فرزندان صالحى به او مرحمت فرمايد. امام عليه السّلام گفت: «خداوندا به حمّاد بن عيسى پنجاه حجّ، باغ و سرايى خوب و همسرى شايسته از خاندانى بزرگوار و فرزندان صالح
«٢٩٩» خرائج و جرائح ص ١٩٨ چاپ ضميمه به اربعين علامه مجلسى .
«٣٠٠» الخرائج و الجرائح ص ٢٠٠.