روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦٧ - ترجمه
بود و نماز پيشين بكرد و من در پى او.برفت چون سايۀ هر چيز همچند آن شد،بازآمد و نماز ديگر بكرد و من در پى او.چون آفتاب فروشد بازآمد و نماز شام بكرد و من در پى او.چون شفق [١]فروشد بازآمد و نماز خفتن بكرد و من در پى او.چون صبح برآمد و نماز بامداد بكرد و من در پى او.آنگه روز ديگر آمد،آنگه [٢]سايۀ هر چيز [٣]همچندان بود و نماز پيشين [٤]كرد و من در پى او،و چون سايه دوچندان شد بازآمد و نماز ديگر كرد و من در پى او.و چون آفتاب فروشد نماز شام كرد و چون دو دانگ [٥]از شب برفت بازآمد و نماز خفتن كرد.و چون روز روشن شد دگر روز بازآمد و نماز بامداد كرد و گفت:اى محمّد [٦]نماز پيغامبران است كه از پيش تو [٧]بودند.آنگه گفت:«ما بين هاتين الصّلاتين وقت»،از ميان اين وقت تا آنوقت، وقت است،يعنى روز اوّل نمازها به اوّل وقت كرد،و روز دوم به آخر وقت نماز كرد تا بدانند كه اوّل كدام است و آخر كدام،و از ميان اوّل و [٨]آخر نماز توان كردن،و مانند اين خبر به روايت جابر عبد اللّه انصارى آمد و به روايت عبد اللّه عبّاس،جز كه در روايت جابر آمد كه:
صلّى بى جبريل و انا خلفه و النّاس خلفي، جبريل نماز كرد و من در پى او و مردم در پى من،و باقى حديث برآن سياقت كه گفتيم: إِلىٰ غَسَقِ اللَّيْلِ ،قيل:غسق اللّيل ظلامه،و قيل:اوّل ظلامه.عبد اللّه عبّاس گفت:
بدو اللّيل.قتاده گفت:صلاة المغرب.مجاهد گفت:غروب الشّمس.ابو عبيده گفت:سواده.قال ابن قيس الرّقيّات [٩].
انّ هذا اللّيل قد غسقا
و اشتكيت الهمّ و الارقا
و غسق اللّيل،يغسق غسوقا [١٠]اذا اظلم. وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ ،اى قراءة الفجر،يعنى صلاة الغداة.بگفتيم [١١]:نماز شام و خفتن داخل است در غسق اللّيل[١٤٣-ر]و مراد به قُرْآنَ الْفَجْرِ ،نماز بامداد است.و كنايت كرد از او به قرآن،و مراد قرائت [١٢]،چه قرائت،از جملۀ اركان او ركنى است.و در نصب او دو وجه گفتند:يكى آنكه
[١] .قم+آفتاب.
[٢] .همۀ نسخه بدلها+كه.
[٣] .همۀ نسخه بدلها+هر چيزى.
[٤] .قم،مل:ديگر.
[٥] .قم،آز:دنگ.
[٦] .همۀ نسخه بدلها+اين.
[٧] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل:پيش از تو.
[٨] .قم:تا.
[٩] .آط،آج،لب:الرّومان.
[١٠] .آب،آز:غسقا.
[١١] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل+كه.
[١٢] .مل+است.