روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٩٩ - ترجمه
رسول-عليه السّلام-به نزديك مروه با او بسيار نشستى مشركان حوالت قرآن بر او كردند،خداى تعالى اين آيت فرستاد.
طلحة بن عمرو [١]گفت:خديجه وقتها به نزديك اين غلام رفتى به مهمّاتى كه او را بودى.مشركان گفتند:اين غلام خديجه را مىآموزد و خديجه محمّد را [٢].
خداى تعالى اين آيت فرستاد.
عبد اللّه بن مسلم الحضرمىّ گفت:ما را دو غلام بودند از اهل عين التّمر:يكى را يسار گفتند و يكى را جبر [٣]،و شمشير گر بودند در مكّه و تورات و انجيل دانستند و خواندندى [٤].وقتها رسول-عليه السّلام-به ايشان بگذشتى و بايستادى و قرائت ايشان مىشنيدى،مشركان گفتند:از ايشان مىآموزد.سدّى گفت:در مكّه غلامى ترسا بود او را ابو ميسره گفتند و رومى زبان بود،رسول-عليه السّلام-وقتها بر او بنشستى، مشركان گفتند:محمّد اين قرآن [٥]از او مىآموزد.ضحّاك گفت:مراد به اين بشر سلمان[١٠٤-پ]پارسى [٦]است،و بعضى علما گفتند:اين قول سديد نيست،براى آنكه سلمان به مدينه اسلام آورد و اين آيت به مكّه فرود آمد،قوله: لِسٰانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ ،زبان آنكس كه ايشان به او ميل مىكنند و بر او حوالت مىكنند پارسى است،و مراد به لسان لغت است،من قولهم،فلان يتكلّم بلسان العرب و بلسان الرّوم،اى بلغتهما [٧].و منه قوله تعالى: وَ مٰا أَرْسَلْنٰا مِنْ رَسُولٍ إِلاّٰ بِلِسٰانِ قَوْمِهِ... [٨]،اى بلغة قومه.و قال الشّاعر:
لسان السّوء تهديها [٩]إلينا
و حنت [١٠]و ما حسبتك أن تحينا [١١]
و قوله: يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ ،حمزه و كسائى خواندند:يلحدون،بفتح«يا» [١٢]و باقى
[١] .آط،آج،لب:عمر.
[٢] .آط،آب،آز+تا.
[٣] .قم:حبر،آط،آج،لب:حبل.
[٤] .قم:دانستندى و خواندندى،ديگر نسخه بدلها:دانستندى خواندن.
[٥] .قم:اين قرآن محمّد،آط،آب،آز،آج،لب:اين قرآن محمد را.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:فارسى.
[٧] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:بلغتها.
[٨] .سورۀ ابراهيم(١٤)آيۀ ٤.
[٩] .آط:تهدينا،آب:بهدينا،آج،لب:يهدينا.
[١٠] .آط،آج،لب:حيث.
[١١] .اساس:تجينما،به قياس نسخۀ قم تصحيح شد.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها+و«حا»از بناى ثلاثى.