روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٨٦ - ترجمه
شما.و دخل چيزى باشد كه در ميان كارى برند بر وجه فساد.و گفتند:دخل و دغل به يك معنى باشد،و هو من الابدال كالمدح و المده،براى آنكه«خا»و«غين»از يك مخرجاند و از جملۀ حرف حلق است،و براى آن دخل گويند آن را كه داخل القلب باشد،و هو فعل،به معنى مفعول،كالقبض و النّقض.دخل به معنى مدخول.و گفتهاند:دخلا اى غلاّ و غشّا،و يقال:انا اعلم دخل فلان و دخلله و دخلله و دخلته و دخلته [١]،أي سرّه و باطنه.حقتعالى وصف حال ايشان كرد كه ايشان سوگند را به دست اوزار كنند و آنگه خلاف آن در دل دارند كه بر زبان رانند و آن سوگند بر سبيل غلّ و غشّ خورند.و گفتند:آيت در شأن كسانى آمد كه ايشان با قومى سوگندى خوردندى چون قومى [٢]را بيش از ايشان و به از ايشان [٣]يافتندى،آن سوگند [٤]رها كردندى و با ايشان سوگند خوردندى.و نصب او بر مفعول دوم باشد از اتّخاذ. أَنْ تَكُونَ أُمَّةٌ هِيَ أَرْبىٰ مِنْ أُمَّةٍ ،براى آنكه گروهى از گروهى بيشتر باشند،چنان كه گفتيم.و«ربا»زيادت باشد،و منه الرّبا فى البيع،و منه قوله: اِهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ... [٥]،اى انتفخت و زادت. إِنَّمٰا يَبْلُوكُمُ اللّٰهُ بِهِ ،خداى شما را به آن امتحان مىكند،يعنى در تكليف با شما معاملۀ آنان مىكند كه چيزى ندانند بيازمايند تا بدانند.و اين امتحان از اينجاست كه مردى با جماعتي عهدى كند آنگه جماعتى را يابد به [٦]از ايشان و بيش از ايشان،دلش [٧]مطالبت آن كند كه:كاشك تا عهد با اينان كرده بودمى.خداى تعالى گفت:من آن جايگه امتحان ثبات قدم شما مىكنم تا كيست از شما كه ثابت قدم است و جانب خداى را مراعات مىكند و عهد نگاه مىدارد.آنگه بر سبيل تهديد و وعيد گفت:خدا بيان كند روز قيامت براى شما آنچه در آن خلاف مىكنى.
قوله: وَ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وٰاحِدَةً ،گفت اگر خداى خواستى شما را يك امّت كردى،يعنى همه را جمع كردى به قهر برايمان تا ميان شما خلاف نبودى
[١] .همۀ نسخه بدلها:دخيلته.
[٢] .قم:قومش.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:به از آن.
[٤] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:سوگندها.
[٥] .سورۀ فصّلت(٤١)آيۀ ٣٩.
[٦] .قم:بيش.
[٧] .قم:نه دلش.