روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٩ - ترجمه
لا يغمز السّاق من اين و لا وصب [١]
و لا يعضّ على شرسوفه الصّفر
بعضى اهل معانى گفتند معنى آيت آن است كه:طاعت او را رسد كه دارند و اگرچه در او وصب و تعب باشد،چه طاعت بر وجه عبادت جز خداى را نسزد كه منعم است بر مكلّفان به اصول نعم. أَ فَغَيْرَ اللّٰهِ تَتَّقُونَ ،از جز خداى مىبترسى؟ استفهام است بر سبيل انكار و تقريع و تهديد [٢].
وَ مٰا بِكُمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اللّٰهِ ،در«ما»دو وجه گفتند:يكى آنكه به معنى الّذى است و لكن متضمّن است معنى جزا را،براى آن در جواب او«فا»مىآيد،و مثله قوله: قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلاٰقِيكُمْ... [٣]،و يقول القائل:ما لك فهو لى،و نشايد تا گويد:[٩٤-ر]«مالك»به رفع«لام»،فهو لى با«فا»،براى آنكه چيزى است [٤]نه بر طريق جزا.و وجه دوم آن است كه«ما»جزاست و فعلى در او مضمر باشد و تقدير آنكه:و ما يكن من نعمة بكم فمن اللّه.و هرچه هست به شما از نعمت [٥]خداى است-جلّ جلاله-چه منعم بر حقيقت اوست و نعمت همۀ منعمان موقوف است بر نعمت او از اصول نعم كه حيات و قدرت و شهوت و نفرت و كمال عقل است پس همۀ نعمتها مضاف است با او بهرى به اصالت بهرى با آنكه بهواسطه [٦]،همه نعمت اوست. ثُمَّ إِذٰا مَسَّكُمُ الضُّرُّ ،پس آنگه چون بلايى برسد و آفتى و بيماريى، فَإِلَيْهِ تَجْئَرُونَ ،با او گريزى و فزع با او كنى و او را بخوانى و استغاثه با او كنى.و اصل او از«جؤار»باشد و آن آواز گاو باشد [٧]چون آواز [٨]منكر كند از ترس يا از گرسنگى.و قال الاعشى يصف بقرة [٩]:
و طافت [١٠]ثلاثا بين يوم و ليلة
و كان النّكير أن تضيف و تجأرا
و قال ايضا [١١]:
[١] .اساس:نصب،به قياس با نسخۀ قم،تصحيح شد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:ندارد.
[٣] .سورۀ جمعه ٦٢ آيۀ ٨.
[٤] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:اين خبر است.
[٥] .همۀ نسخه بدلها+از.
[٦] .قم:و بهرى بهواسطه پس،ديگر نسخه بدلها:و بهرى با آنكه بهواسطه.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:بود.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:آوازى.
[١١] [٩] .آب،آز+شعر.
[١٠] .قم،آب:فطافت،آج،لب:و ظافت.