روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٧٢
را تذكير و تنبيه كنند به آيات [١]و بيّنات من [٢]و معجزۀ رسولان من [٣]از آن اعر[اض] [٤]كند و عدول نمايد و بگردد از آن و آنچه كرده باشد از اعمال بد فراموش كند،و ما بر دلهاى ايشان پوشش كردهايم ازآنكه بدانند آن را.و ضمير فى قوله: أَنْ يَفْقَهُوهُ ، محتمل است كه راجع باشد با«ما»،فى قوله: مٰا قَدَّمَتْ يَدٰاهُ ،و روا بود كه راجع بود با معنى آيات،چه مراد از او قرآن است جمله[نه] [٥]بر ابعاض آن.و در گوشهايشان گرانى ازآنكه بشنوند-و اين را بيان كرديم امّا بر خذلان محمول بود و امّا بر تسميت و حكم.و بلخى گفت:روا بود كه اين بر سبيل حكايت است از ايشان،و«قالوا»،در كلام مقدّر بود،چنان كه حكايت كرد از ايشان: وَ قٰالُوا قُلُوبُنٰا فِي أَكِنَّةٍ مِمّٰا تَدْعُونٰا إِلَيْهِ وَ فِي آذٰانِنٰا وَقْرٌ وَ مِنْ بَيْنِنٰا وَ بَيْنِكَ حِجٰابٌ... [٦]،آنگه گفت:اى محمّد*اگر ايشان را با مسلمانى دعوت كنى هرگز مهتدى نشوند و اجابت نكنند.و إِذاً ،اين جا جزاست و ملغاست از عمل براى آنكه جايى فتاد كه ما بعد او معمول نتواند بودن،من قوله: أَبَداً آنگه گفت: وَ رَبُّكَ الْغَفُورُ ذُو الرَّحْمَةِ ،خداوند تو آمرزگار و بخشاينده است اگر به استحقاق و وفق [٧]عمل ايشان،ايشان را مؤاخذت كردى عذاب معجّل كردى بر ايشان و ايشان را هلاك برآوردى چه مستحقّ آنند، بَلْ لَهُمْ مَوْعِدٌ ،بل ايشان را موعدى و وقت و عدهاى هست و مدّت مهلتى براى ابلاغ عذر و ابلاغ حجّت كه ايشان را از آن موئلى و منجائى و رستگاريى نبود،من وأل يئل اذا نجا،و يقال:
لا وألت نفسه،اى لا نجت،و منه
قول [٨]علىّ-عليه السّلام: و قد سئل ما بال درعك لا ظهر لها،قال [٩]:اذا ولّيت فلا وألت، اى لا نجوت.قال الاعشى:
و قد اخالس ربّ البيت غفلته
و قد يحاذر منّى ثمّ ما يئل
و قال آخر[١٦٦-پ]:
[لا] [١٠]وألت نفسك خلّيتها
للعامريّين و لم تكلم
[١] .آط،آب،آز،آج،لب+خداى.
[٣] [٢] .آط،آب،آز،آج:او.
[٥] [٤] .اساس:ندارد،از آط افزوده شد.
[٦] .سورۀ فصلّت(٤١)آيۀ ٥.
[٧] .آب:وقت.
[٨] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل+اميرالمؤمنين.
[٩] .آط،آب،آج،لب+عليه السّلام.
[١٠] .اساس:افتادگى دارد،از قم افزوده شد.