روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٦٠ - ترجمه
سدير و الّا زيردست ما بود،و هم آن روز آفتاب فرونشد تا هركه ما را ديد بر ما رحمت كرد.آنگه گفت:
فبينا [١]نسوس النّاس و الامر امرنا
اذا نحن فيهم سوقة نتنصّف
فأفّ لدنيا لا يدوم نعيمها
تقلّب تارات بنا و تصرّف
قوله: فَأَصْبَحَ هَشِيماً ،اى مهشوما مكسورا،فعيل به معنى مفعول،و الهشم، الكسر. تَذْرُوهُ الرِّيٰاحُ ،اى تسفيه.و الذّاريات،بادهايى باشد كه به آن غلّه پاك كنند و كاه از او جدا كنند و آلت آن كار را مذرات گويند،باد آن گياه خشك را از اين روى برآن روى مىزند. وَ كٰانَ اللّٰهُ عَلىٰ كُلِّ شَيْءٍ مُقْتَدِراً ،و خداى تعالى بر همه چيز قادر است.
اَلْمٰالُ وَ الْبَنُونَ زِينَةُ الْحَيٰاةِ الدُّنْيٰا ،آنگه حقتعالى براى تزهيد مردمان در سراى فانى و زينت آن و اغترار به غرور آن گفت:مال و فرزندان،زينت اين زندگانى نزديكتر است تا به مال مستظهر باشد و به فرزندان معتزّ [٢].چون بنگرى آن اعتزاز، اغترار است،پندارى از مصحف مصحّف برخواند.از حقّ تو آن است كه چشم به مآل دارى.همّت تو همه به مال است و كمتر چيز بر تو كار مآل است،نمىدانى كه مال را زوال بود و مرجع با مآل بود،بر تو مرد آن است كه او را مال است،و بر خداى مرد آن است كه او نيكو حال [٣]است.
عبد اللّه عمر گفت از رسول-صلّى اللّه عليه و على آله-شنيدم كه او گفت:امّت من در دنيا بر سه طبقهاند،امّا طبقۀ اوّل،جماعتىاند كه رغبت نكنند در جمع مال و ادّخار او و سعى نكنند در اقتنا و احتكار او.از دنيا به سدّ جوعت و ستر عورت راضى باشند، و توانگرى ايشان در آن بود كه ايشان را به آخرت رساند.ايشان آنان باشند كه:
فَلاٰ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لاٰ هُمْ يَحْزَنُونَ [٤] .و امّا طبقۀ دوم آنان باشند كه مال دوست دارند و لكن جمع او از پاكتر طريقى كنند و از حلالتر وجهى و صرف آن با نكوتر راهى كنند،به آن مبرّت كنند و صلت رحم كنند و با درويشان مواسات كنند و در اجتناب
[١] .اساس و ديگر نسخه بدلها،بجز لب:بينا،لب:فبينا،كه بر ديگر نسخه بدلها مرجّح مىباشد.
[٢] .اساس،قم،مل:مغتر،به قياس با ديگر نسخه و معنى عبارت تصحيح شد.
[٣] .در حاشيه نسخۀ آط:مآل.
[٤] .سورۀ يونس(١٠)آيۀ ٦٢،نيز اشاره است به:سورۀ بقره(٢)آيات ٣٨ و ٦٢ و ١١٢ و ٢٦٢ و ٢٧٤ و ٢٧٧، و آل عمران(٣)آيۀ ١٧٠ و،مائده(٥)آيۀ ٦٩،و انعام(٦)آيۀ ٤٨ و،اعراف(٧)آيۀ ٣٥ و،احقاف(٤٦)آيۀ ١٣.