روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٦ - ترجمه
دروغزن بودند در آن دعوى كه كردند و سوگند كه خوردند فى قولهم: لاٰ يَبْعَثُ اللّٰهُ مَنْ يَمُوتُ .
إِنَّمٰا قَوْلُنٰا لِشَيْءٍ ،-الآية،معنى آيت آن است كه ما چون خواهيم كه چيزى [١]كنيم از احياء موتى و جز آن،مرا [٢]رنجى نرسد و مشقّتى نباشد،از طريق مثل بيش از آن نباشد كه گويد [٣]: كُنْ ،بباش،بباشد.و اين بر سبيل تقريب است به خاطر ما و بر طريق تشبيه،چون [٤]يكى از ما چون كارى مأمور به حاصل آيد همچونين [٥]كارى خواهد بفرمايد به لفظ امر و عقيب آن مأمور به حاصل آيد همچونين [٦]عقيب [٧]ارادت او مراد حاصل آيد چون از فعل او باشد و اين بيان كه كرديم [٨]باطل شود [٩].طاعنانى [١٠]كه طعن زدند و گفتند از دو بيرون نباشد يا مقدور را در حال عدم گويد: كُنْ ،يا در حال وجود،اگر در حال وجود گويد [١١]، موجود را گفتن [١٢]بباش وجهى ندارد،و اگر معدوم باشد [١٣]خطاب حكيم با معدوم نيكو نباشد [١٤]،جواب آن است كه گفتيم اين نه بر سبيل حقيقت است بر توسّع و مجاز و تشبيه است.و بعضى متكلمان محقّق [١٥]از اصحاب اشعرى به اين آيت تمسّك كردند و استدلال كردند به او بر قدم قرآن،و گفتند:چون خداى تعالى خلق كه آفريند و فعل كه كند به اين قول كند كه: كُنْ ،اگر اين كلام محدث باشد آن را [١٦]نيز كلامى و قولى بايد و آن [١٧]قول را نيز قولى-حتّى يؤدّى الى ما لا يتناهى-پس بايد تا فعل محدث به كلام نامحدث [٩١-پ]كند و اين گويندۀ فاضل را شرم نيامد [١٨]از چنين فضل و عرض كردن اين فضل،و گمان برد كه خداى تعالى فعل به كلام كند،ندانست [١٩]كه خداى تعالى فعل به قادرى كند،إمّا به قدرت به نزديك
[١] .آط،آب،آز،آج،لب:فعلى.
[٢] .قم:ما را.
[٣] .قم:گوييم.
[٤] .جميع نسخه بدلها:چنان كه.
[٦] [٥] .جميع نسخه بدلها:همچنين.
[٧] .آج،لب:عقب.
[٨] .قم:به اين كه گفتيم،آط،آب،آز،آج،لب:و به اين بيان كه كرديم.
[٩] .جميع نسخه بدلها+سؤال.
[١٠] .جميع نسخه بدلها:طاعنان.
[١١] .قم:بود.
[١٢] .آط،آب،آز،آج،لب:كن.
[١٣] .آط،آب،آز،آج،لب:را گويد.
[١٤] .قم:نبود.
[١٥] .قم:ندارد،آط،آب،آز،آج،لب:محقّقان.
[١٦] .جميع نسخه بدلها:اين را.
[١٧] .جميع نسخه بدلها:اين.
[١٨] .آط،آب،آز،آج،لب:نيايد.
[١٩] .آط،آب،آز،آج،لب:نداند.