روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٥٦ - ترجمه
باشد كه آن بسيار بود در يك مجرى.فشبّهها بكثرة الحساب.زجّاج گفت: حُسْبٰاناً ، اى عذابا حساب ما كسبت يداك،عذابى بر وفق و حساب آنچه كرده باشى نه بيشتر و نه كمتر تا عدل باشد،و اين وجهى لطيف است. فَتُصْبِحَ صَعِيداً زَلَقاً ،در روز آيد اين بستان تو خاكى املس ساده كه بر او نبات نباشد،و اين قول قتاده است.مجاهد گفت:رملا هائلا و ترابا،ريگى روان.عبد اللّه عبّاس گفت:او مانند جرز است در معنى.
أَوْ يُصْبِحَ مٰاؤُهٰا غَوْراً ،اى غائرا،يا در روز آيد و آبش به زمين فروشده،و براى مبالغت مصدر به جاى اسم فاعل بنهاد،چنان كه عنتره گفت:
تظلّ جيادهم نوحا عليهم
مقلّدة اعنّتها صفونا [١]
فَلَنْ تَسْتَطِيعَ لَهُ طَلَباً
،تو نتوانى آن را طلب كردن و با دست نتوانى آوردن.
وَ أُحِيطَ بِثَمَرِهِ ،و محيط شوند و گرد ميوۀ او درآيند.و اين عبارتى است از اهلاكى بر وجهى كه از او هيچ سلامت نيايد،پندارى اهلاك بهمانند حايطى محيط گشت به آن،و منه قوله: قَدْ أَحٰاطَ اللّٰهُ بِهٰا... [٢]،و قوله: أَحٰاطَ بِهِمْ سُرٰادِقُهٰا... [٣]،و قوله: وَ اللّٰهُ مِنْ وَرٰائِهِمْ مُحِيطٌ [٤]،و قالوا:احاط بهم العدوّ اذا هلكوا عن آخرهم.
فَأَصْبَحَ يُقَلِّبُ كَفَّيْهِ ،در روز آيد و دست مىگرداند.و اين عبارتى است از حسرت و پشيمانى.و گفتند:يعنى دست بر دست مىزند و اين از عادت متحسّر [٥]و متلهّف [٦]باشد،قال بعض المحدثين:
و انّي اذا ما فاتنى الامر لم ابت
اقلّب كفّى اثره متندّما
و لكنّه ان جاء عفوا قبلته
و ان فات لم اتبعه هلا و ليتما
وَ هِيَ خٰاوِيَةٌ عَلىٰ عُرُوشِهٰا
،«واو»حال است،در آن حال كه آن فروفتاده باشد بر چفتهايش،و گفتهاند:بر سقفهايش.و گفتهاند:خالية من سقوفها و بنائها.و عَلىٰ ،به معنى«من»باشد.و بر طريق پشيمانى گويد: يٰا لَيْتَنِي ،كاشك تا من با خداى انباز نگرفتمى.
[١] .اساس:صفوفا،كه به قياس قم و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٢] و سورۀ فتح(٤٨)آيۀ ٢١.
[٣] .سورۀ كهف(١٨)آيۀ ٢٩.
[٤] .سورۀ بروج(٨٥)آيۀ ٢٠.
[٥] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل:متحيّر.
[٦] .اساس:متهلّف،كه به قياس نسخۀ قم و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.