روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٥١ - ترجمه
عبد الاسد بن عبد ياليل بود،و او شهر امّ سلمه بود پيش از رسول-عليه السّلام.و كافر، الاسود بن عبد الاسد بن عبد ياليل بود.و گفتند:آيات بر سبيل مثل در رسول آمد -عليه السّلام-و مشركان مكّه.و گفتند:اين مثل براى عيينة بن حصن زد،و براى سلمان پارسى [١]،كه قصۀ ايشان برفت.خداى مثل زد ايشان را به دو مرد در بنى اسرايل،دو برادر:يكى مؤمن [٢]يكى كافر.نام يكى،يهودا بود در قول عبد اللّه عبّاس.مقاتل گفت:يمليخا [٣]و نام كافر فطروس [٤]بود.وهب گفت:قطفر [٥]بود،و ايشان آنانند كه خداى وصف ايشان كرد در سورة و الصّافات.عبد اللّه مبارك گفت:
از معمر از عطاء خراسانى [٦]كه او گفت:در بنى اسرايل دو برادر بودند:يكى مؤمن، يكى كافر.ايشان را از پدر [٧]مالى رسيد،هشت هزار دينار.قسمت كردند و هريكى چهار هزار دينار برگرفتند.امّا برادر كافر به هزار دينار سراى خريد،اين برادر مؤمن گفت:بار خدايا!برادرم در دنيا به هزار دينار سراى [٨]خريد و من از تو در بهشت سراى [٩]مىخرم به هزار دينار.و آنگه آن هزار دينار به صدقه بداد.برادرش به هزار دينار ساز و تجمّل آن سراى [١٠]بخريد،او گفت:بار خدايا!برادرم هزار دينار به ساز و تجمّل سراى كرد،و من آن سراى را كه از تو خريدهام در بهشت،آن را ساز و تجمّلى [١١]مىخرم و خدمتكار به هزار دينا[ر] [١٢]و آنگه به صدقه بداد.برادرش به هزار دينار ضيعتى خريد[١٦٣-ر]از دشت و آب و باغ و بستان.او گفت:بار خدايا!من از تو به هزار دينار ضيعتى مىخرم در بهشت و هزار [١٣]ديگر به صدقه داد.برادرش زنى خواست و هزار دينار در خرج آن [١٤]كرد.او گفت:بار خدايا!برادرم زنى خواست و هزار دينار در راه آن كرد [١٥]،من از تو زنى مىخواهم از حور العين و اين هزار ديگر [١٦]
[١] .قم،آط،آج،لب:فارسى.
[٢] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم+و.
[٣] .آط،آب،مل،آز،لب:تمليخا.
[٤] .آط:طوس.
[٥] .آط،آب،مل:فطيفر،آز:قطفير،آج،لب:قطيفه.
[٦] .آج:خوراسانى.
[٧] .قم،مل،آز+به ميراث،آط،آج،لب:را به ميراث از پدر.
[٨] .آط،آب،آز،آج،لب:سرايى.
[٩] .آز،آج:سرايى.
[١٠] .آط،آز:سرا.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:تجمّل.
[١٢] .به قياس ديگر نسخه بدلها،افزوده شد.
[١٣] .همۀ نسخه بدلها+دينار.
[١٤] .قم:در راه آن.
[١٥] .آط،آز،آج،لب:خرج كرد،مل:در باب خرج او كرد.
[١٦] .قم:دينار،آط،آب،آز:دينار دگر.