روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٥ - ترجمه
اين آيت فرستاد [١]،گفت:سوگند خوردند به خداى، جَهْدَ أَيْمٰانِهِمْ ،غايت سوگندشان.و نصب او بر مصدرى باشد لا من لفظ الفعل،و مثله:أرسلها العراك، اى ارسل الابل معترك [٢]العراك.حقتعالى گفت: بَلىٰ وَعْداً عَلَيْهِ حَقًّا ،نصب او بر مصدرى است محذوف الفعل،و التقدير:بلى وعد اللّه وعدا واجبا،بلى خداى وعده داد وعدۀ واجب بر او،و لكن [٣]بيشترينۀ [٤]مردم ندانند.و روا بود كه نصب او بر مفعول له باشد،و التقدير:بلى يبعثهم لوعد وعدهم بالبعث.و در خبر هست [٥]كه خداى تعالى گفت:
كذّبنى ابن آدم و لم يكن له ان يكذّبني،و شتمنى و لم ينبغ [٦]له أن [٧]يشتمنى ،گفت فرزند آدم مرا به دروغ داشت،و او را نبود كه مرا به دروغ دارد،و مرا دشنام داد،و نشايد او را كه مرا دشنام دهد.امّا تكذيب او مرا اين است [٨]كه سوگند خورد كه:من مردگان را زنده نخواهم كردن فى قوله: وَ أَقْسَمُوا بِاللّٰهِ جَهْدَ أَيْمٰانِهِمْ لاٰ يَبْعَثُ اللّٰهُ مَنْ يَمُوتُ ،و امّا شتم او مراد آن است [٩]كه گفت: اِتَّخَذَ اللّٰهُ وَلَداً... [١٠]،خداى فرزند گرفت،و انا الواحد الصّمد لم الد و لم اولد و لم اكن لى [١١]كفوا أحد.
قوله: لِيُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي يَخْتَلِفُونَ فِيهِ ،اين«لام»تعلّق دارد به فعلى كه بَلىٰ وَعْداً عَلَيْهِ حَقًّا ،بر وى دليل است [١٢]،و التقدير:و اقسموا باللّه جهد ايمانهم لا يبعث اللّه من يموت بلى ليبعثنّ وعدا عليه حقا ليبيّن.گفت كافران گفتند:خداى مردگان را زنده نكند؟جواب داد كه:بلى زنده كند ايشان را تا بيان كند براى ايشان آنچه ايشان در آن خلاف كردند [١٣]، وَ لِيَعْلَمَ الَّذِينَ كَفَرُوا ،و نيز تا بدانند كافران كه ايشان
[١] .جميع نسخه بدلها+و.
[٢] .قم:تعترك،لب:معتراك.
[٣] .آط،آب،آز،آج،لب:صبر كردند.
[٤] .جميع نسخه بدلها:بيشتر.
[٥] .آط،آز،آج،لب:است.
[٦] .اساس:ينبغى،به قياس با نسخۀ آط،تصحيح شد.
[٧] .لب:لأنّ.
[٨] .جميع نسخه بدلها:آن است.
[٩] .جميع نسخه بدلها:مراد آن است.
[١٠] .سورۀ يونس ١٠ آيۀ ٦٨.
[١١] .آج،لب: لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ .
[١٢] .جميع نسخه بدلها:دليل است بر او.
[١٣] .آج،لب:آنچه خلاف كردند.